silhouetted

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. her profile was silhouetted against the moonlight
نیمرخ او در جلوی مهتاب سیه نما شده بود.

به انگلیسی

• seen as a silhouette, displayed as a dark image against a light background
if something is silhouetted against a background, it can be seen as a silhouette.

پیشنهاد کاربران

سایه ای سیاه که در مقابل شی ای روشن قرار گرفته
که میشه اون رو به عنوان یک شبح در نظر گرفت
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما