sign up for

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• قبول کردن و پذیرفتن ( شرایط یا پیامدها )
• خود را متعهد کردن به / تن دادن به
• داوطلبانه پذیرفتن ( بار یا مسئولیت )
• ثبت نام کردن برای / نام نویسی کردن
🔸 مثال ها:
• She clarified that she never signed up for a scandal of that nature.
...
[مشاهده متن کامل]

او روشن کرد که هرگز چنین رسوایی ای را نپذیرفته و انتخاب نکرده بود.
• They think, You signed up for it, so you take it.
آن ها فکر می کنند، خودت خواستی، پس تحملش کن.
• But we really didn't sign up for that.
اما ما واقعاً چنین چیزی را انتخاب نکرده بودیم.

ثبت نام کردن
( بسیار رایج و خودمانی برای باشگاه و فعالیت های روزمره )
۱. ثبت نام کردن برای
۲. درخواست دادن برای
درخواست دادن
to agree to do something
ثبت نام کردن
قبول کردن
پذیرفتن
موافقت کردن با طرف
داوطلبانه وارد کاری شدن
موافقت با انجام کاری
قبول کردن
درخواست
قبول کردن
پذیرفتن
ثبت نام کردن برای
To agree to do something ( e. g. work ) g
ثبت نام کردن برای
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)