sign into law

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به امضا رساندن ( یک لایحه ) و تبدیل آن به قانون
• امضای قانون ( توسط رئیس جمهور یا شاه )
• تصویب نهایی و ابلاغ قانون ( بعد از تصویب مجلس )
🔸 مثال ها:
"The president is expected to sign the bill into law by the end of the week. "
...
[مشاهده متن کامل]

پیش بینی می شود رئیس جمهور این لایحه را تا پایان هفته به امضا رسانده و به قانون تبدیل کند.
"Once the governor signs the bill into law, the new tax rates will take effect next month. "
به محض اینکه فرماندار آن لایحه را امضا و به قانون تبدیل کرد، نرخ های مالیاتی جدید از ماه آینده اجرایی می شوند.
"The healthcare reform was signed into law in 2010 after months of debate. "
اصلاحات بهداشت و درمان پس از ماه ها بحث و جدل در سال ۲۰۱۰ به امضا رسید و به قانون تبدیل شد.

امضاء کردن ( قانون پیشنهادی ) برای تبدیل به قانون
Def: to sign ( a proposed law ) so that it becomes a law
Ex: The bill was signed into law by the governor.
Ref: “Sign into law. ” Merriam - Webster. com Dictionary, Merriam - Webster, https://www. merriam - webster. com/dictionary/sign into law. Accessed 7 Jun. 2026.
...
[مشاهده متن کامل]

تبدیل کردن به قانون