🔸 معادل فارسی:
• شیک و پرزرقوبرق ( معمولاً به صورت اغراق آمیز )
• مجلسی / لاکچری ( در حدی که افراطی به نظر برسد )
• باکلاسِ عجیب و غریب ( در معنای طنزآمیز )
🔸 مثال ها:
They stayed at a shwanky hotel overlooking the city.
... [مشاهده متن کامل]
آنها در یک هتل شیک و مجلل مشرف به شهر اقامت کردند.
He took us to a shwanky restaurant in central London.
او ما را به یک رستوران شیک و اعیانی در مرکز لندن برد.
She arrived in a shwanky new car.
او با یک خودروی جدید و بسیار شیک و لوکس از راه رسید.
• شیک و پرزرقوبرق ( معمولاً به صورت اغراق آمیز )
• مجلسی / لاکچری ( در حدی که افراطی به نظر برسد )
• باکلاسِ عجیب و غریب ( در معنای طنزآمیز )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آنها در یک هتل شیک و مجلل مشرف به شهر اقامت کردند.
او ما را به یک رستوران شیک و اعیانی در مرکز لندن برد.
او با یک خودروی جدید و بسیار شیک و لوکس از راه رسید.