عبارت ( phrase )
• (1) تعریف: to enclose; confine.
• مترادف: confine, coop, enclose
• مشابه: fasten, incarcerate, intern, jail, lock, lock up, pen
• مترادف: confine, coop, enclose
• مشابه: fasten, incarcerate, intern, jail, lock, lock up, pen
- They shut him up in a prison cell.
[ترجمه AMIR] آنها او را در یک سلول زندان حبس کردند|
[ترجمه پوپک] آنها او را در یک سلول زندانی کردند|
[ترجمه گوگل] او را در سلول زندان حبس کردند[ترجمه ترگمان] او را در سلول زندان حبس کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
• (2) تعریف: to make or become quiet.
• مترادف: hush, quiet, shush
• مشابه: clam up, gag, muzzle, silence
• مترادف: hush, quiet, shush
• مشابه: clam up, gag, muzzle, silence
- Her insults shut them up.
[ترجمه گوگل] توهین های او آنها را ساکت کرد
[ترجمه ترگمان] اهانت های او آن ها را خفه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان] اهانت های او آن ها را خفه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He shut up when I walked in.
[ترجمه Vina] وقتی اومدم ساکت شد|
[ترجمه گوگل] وقتی وارد شدم سکوت کرد[ترجمه ترگمان] وقتی وارد اتاق شدم ساکت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید