shrine

/ˈʃraɪn//ʃraɪn/

معنی: جای مقدس، زیارتگاه، معبد، در معبد قرار دادن
معانی دیگر: رجوع شود به: reliquary، نمازخانه ی کوچک، مرقد، ضریح، مکان مقدس، حرم مطهر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: shrinelike (adj.)
(1) تعریف: a place or object, such as an altar or tomb, considered sacred and devoted to some holy person or deity.
مشابه: hallow, sanctuary

(2) تعریف: any place or object venerated as a memorial to some important person or historic event.
مشابه: monument, sanctuary

(3) تعریف: a container holding sacred relics, or the site of such a container.

جمله های نمونه

1. shopkeepers around the shrine soaked the pilgrims
مغازه داران اطراف حرم،زائران را می چاپیدند.

2. to violate a shrine
نسبت به مکان مقدسی بی حرمتی کردن

3. stealing candles from a shrine is a sacrilege
دزدیدن شمع از حرم،حرمت شکنی است.

4. the russians cannonaded the shrine
روس ها حرم را به توپ بستند.

5. the gilded dome of the shrine in mashad
گنبد زراندود حرم در مشهد

6. they tried to desecrate the shrine by tying their horses in it
با بستن اسبان خود در حرم سعی کردند به آن بی حرمتی کنند.

7. He built a chapel as a shrine to the memory of his dead wife.
[ترجمه Sara] یک نمازخانه برای یاد زن مرده خود ساخته بود
|
[ترجمه ترگمان]یک نمازخانه برای یاد زن مرده خود ساخته بود
[ترجمه گوگل]او یک کلیسا را ​​به عنوان یک حرم به حافظه همسر مرده ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Elvis's home has become a shrine for his fans.
[ترجمه ♧ (:Hira] خانه الویس به یک مکان مقدس برای طرفدارانش تبدیل شده است.
|
[ترجمه ترگمان]خانه الویس به یک مقبره برای طرفدارانش تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]خانه الویس به عنوان یک حرم برای طرفدارانش تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The shrine was an object of pilgrimage.
[ترجمه ترگمان]این مقبره یک هدف زیارت بود
[ترجمه گوگل]حرم یک شیء زیارت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Islam's most sacred shrine is at Mecca in Saudi Arabia.
[ترجمه ترگمان]مقدس ترین معابد اسلام در مکه در عربستان سعودی قرار دارد
[ترجمه گوگل]مقدس ترین مقدس اسلام در مکه در عربستان سعودی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The monument has been turned into a shrine to the dead and the missing.
[ترجمه ترگمان]این بنا به مقبره مرده و گم شده تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]این بنای تاریخی به معبد مرده و گم شده تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They have turned the room into a shrine to their dead son.
[ترجمه ترگمان]آن ها اتاق را به مقبره پسر مرده خود تبدیل کرده اند
[ترجمه گوگل]آنها اتاق زایمان را به پسر مرده خود تبدیل کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She had turned the room into a shrine to her dead son.
[ترجمه ترگمان]او اتاق را به یک معبد برای پسر مرده اش تبدیل کرده بود
[ترجمه گوگل]او اتاق زایمان را به پسر مرده خود تبدیل کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. They visited the Shrine of Our Lady to pray for redemption.
[ترجمه ترگمان]آن ها از مقبره بانوی ما دیدن کردند تا برای رستگاری دعا کنند
[ترجمه گوگل]آنها از حرم بانوی ما دیدن کردند تا برای رستگاری دعا کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The museum is a shrine to the great Spanish artist.
[ترجمه ترگمان]این موزه زیارتگاه یک هنرمند بزرگ اسپانیایی است
[ترجمه گوگل]موزه معبد هنرمند بزرگ اسپانیا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Many pilgrims worship at the shrine.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از زائران در این مقبره عبادت می کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از زائران در معبد عبادت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. A shrine was constructed to shelter the relics.
[ترجمه ترگمان]یک معبد برای پناه دادن به آثار باستانی ساخته شد
[ترجمه گوگل]یک حرم به منظور نگهداری آثار ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

جای مقدس (اسم)
halidom, halidome, shrine

زیارتگاه (اسم)
shrine, pantheon

معبد (اسم)
temple, shrine, place of worship

در معبد قرار دادن (فعل)
shrine

به انگلیسی

• structure or location devoted to a god or saint; receptacle for sacred items; alcove containing a religious image; location associated with sacred persons or events; tomb of a saint
enshrine, place in a shrine; cherish
a shrine is a holy place associated with a sacred person or object.

پیشنهاد کاربران

حرم - امام زاده - مکان مقدس -
آرامگاه، امامزاده

مکان زیارتی
مرقد، بقعه
حرم مطهره
حرم زیارتگاه

مقبره مقدس
حرم - امامزاده - مکان مقدس و الهی
عبادتگاه
به معنی حرم
( ( حرم مطهر Holy shrine ) )
A shrine ( Latin: scrinium "case or chest for books or papers"; Old French: escrin "box or case" ) is a sacred or holy site dedicated to a specific deity, ancestor, hero, martyr, saint, daemon, or similar figure of respect, wherein they are venerated or worshipped

زیارتگاه - مقبره متبرکه
یعنی مکان مقدسی که مربوط به یک قهرمان، شهید، جد بزرگ، قدیسه، خدا و . . . هست و مردم بهش احترام میزارن و اون رو مقدس و محترم میشمارن
shrine ( باستان‏شناسی )
واژه مصوب: زیارتگاه
تعریف: بنا یا بخشی از یک بنای مذهبی که مدفن فردی مقدس است یا یادگاره های او در آن قرار دارد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما