🔸 معادل فارسی:
خویشتن داری نشان دادن : خویشتنداری کردن : خودداری کردن : مهار نفس کردن : جلوی خود را گرفتن : از واکنش تند پرهیز کردن
🔸 مثال ها:
• The police showed restraint despite provocation.
... [مشاهده متن کامل]
پلیس با وجود تحریک، خویشتن داری نشان داد.
• Both countries have so far shown restraint.
هر دو کشور تا اینجا خویشتن داری کرده اند.
• She showed remarkable restraint in not responding to the insult.
او در برابر آن توهین، خویشتن داری چشمگیری نشان داد و جواب نداد.
خویشتن داری نشان دادن : خویشتنداری کردن : خودداری کردن : مهار نفس کردن : جلوی خود را گرفتن : از واکنش تند پرهیز کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
پلیس با وجود تحریک، خویشتن داری نشان داد.
هر دو کشور تا اینجا خویشتن داری کرده اند.
او در برابر آن توهین، خویشتن داری چشمگیری نشان داد و جواب نداد.