🔸 معادل فارسی:
• نتیجه ای برای آن داشتن / دستاوردی نشان دادن
• ( در کاربرد انتقادی ) با وجود تلاش، نتیجه ی قابل توجهی نداشتن
• ( در کاربرد روزمره ) پاداش یا بازدهی برای کاری دریافت کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
He worked hard for years, but he has nothing to show for it.
او سال ها سخت کار کرد، اما هیچ دستاوردی برای آن ندارد.
She invested a lot of time, and her new business is the show for it.
او زمان زیادی سرمایه گذاری کرد و کسب وکار جدیدش، نتیجه ی آن است.
We spent a fortune on the project, but there's no show for it.
ما هزینه ی زیادی روی این پروژه صرف کردیم، اما هیچ نتیجه ای برای آن نداریم.
• نتیجه ای برای آن داشتن / دستاوردی نشان دادن
• ( در کاربرد انتقادی ) با وجود تلاش، نتیجه ی قابل توجهی نداشتن
• ( در کاربرد روزمره ) پاداش یا بازدهی برای کاری دریافت کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او سال ها سخت کار کرد، اما هیچ دستاوردی برای آن ندارد.
او زمان زیادی سرمایه گذاری کرد و کسب وکار جدیدش، نتیجه ی آن است.
ما هزینه ی زیادی روی این پروژه صرف کردیم، اما هیچ نتیجه ای برای آن نداریم.