shove back

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• پس زدن / هل دادن به عقب
• پس راندن / عقب راندن
• جواب کوبنده دادن / مقابله به مثل کردن ( در بافت مجازی )
• پس زدن ( حمله، اتهام، یا فشار ) با واکنش شدید
🔸 مثال ها ( بافت مجازی ) :
...
[مشاهده متن کامل]

• The president shoved back at critics who questioned his policy.
رئیس جمهور به منتقدانی که سیاستش را زیر سؤال برده بودند، پاسخ کوبنده داد.
• She shoved back against the rumors on social media.
او در شبکه های اجتماعی به شایعات مقابله به مثل کرد و پسشان زد.
• The company shoved back at the allegations with a strong statement.
شرکت با بیانیه ای شدید به آن اتهامات پاسخ داد و آن ها را پس زد.