🔸 معادل فارسی:
• هل دادن به سمت ( یک سطح یا شیء )
• فشار آوردن به ( با نیرو )
• ( در کاربرد فیزیکی ) با شدت به چیزی تکیه دادن یا هلش دادن
🔸 مثال ها:
He shoved against the heavy door to open it.
... [مشاهده متن کامل]
او برای باز کردن درِ سنگین، به آن فشار آورد ( هلش داد ) .
The crowd shoved against the barriers to get closer.
جمعیت برای نزدیک تر شدن، به موانع فشار می آوردند ( هل می دادند ) .
She shoved against the table to move it.
او به میز فشار آورد تا آن را جابجا کند.
The wind shoved against the windowpane.
باد به شیشه ی پنجره فشار می آورد.
• هل دادن به سمت ( یک سطح یا شیء )
• فشار آوردن به ( با نیرو )
• ( در کاربرد فیزیکی ) با شدت به چیزی تکیه دادن یا هلش دادن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او برای باز کردن درِ سنگین، به آن فشار آورد ( هلش داد ) .
جمعیت برای نزدیک تر شدن، به موانع فشار می آوردند ( هل می دادند ) .
او به میز فشار آورد تا آن را جابجا کند.
باد به شیشه ی پنجره فشار می آورد.