🔸 معادل فارسی:
• رد کردن شدید ( پیشنهاد، ایده، درخواست )
• جلوی کسی را گرفتن، کسی را ساکت کردن
• سرنگون کردن ( هواپیما، پرنده، موشک )
• ( عامیانه ) تحقیر کردن، جواب رد محکم دادن
• ( در بحث و جدل ) نابود کردن استدلال طرف مقابل
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
"Every suggestion I made was shot down by the committee. "
هر پیشنهادی که دادم توسط کمیته رد شد.
"The general ordered the fighter jets to shoot down any unidentified aircraft. "
ژنرال به جنگنده ها دستور داد هر هواپیمای ناشناخته ای را سرنگون کنند.
"She tried to share her idea at the meeting, but her manager shot her down in front of everyone. "
او سعی کرد ایده اش را در جلسه مطرح کند، اما مدیرش جلوی همه او را رد کرد ( تحقیرش کرد ) .
"His theory was shot down by the scientific community within months. "
نظریه او ظرف چند ماه توسط جامعه علمی نابود شد ( رد شد ) .
• رد کردن شدید ( پیشنهاد، ایده، درخواست )
• جلوی کسی را گرفتن، کسی را ساکت کردن
• سرنگون کردن ( هواپیما، پرنده، موشک )
• ( عامیانه ) تحقیر کردن، جواب رد محکم دادن
• ( در بحث و جدل ) نابود کردن استدلال طرف مقابل
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
هر پیشنهادی که دادم توسط کمیته رد شد.
ژنرال به جنگنده ها دستور داد هر هواپیمای ناشناخته ای را سرنگون کنند.
او سعی کرد ایده اش را در جلسه مطرح کند، اما مدیرش جلوی همه او را رد کرد ( تحقیرش کرد ) .
نظریه او ظرف چند ماه توسط جامعه علمی نابود شد ( رد شد ) .
یعنی:
�ماموران قانون شلیک کردند، اما گلوله به مظنون نخورد. �
توضیح: shot down در این جمله یعنی �شلیک کردند�، اما didn’t strike the suspect یعنی �به مظنون اصابت نکرد. �
به گلوله بستن ( از روی سنگدلی و با قساوت )
شلیک کردن
به تیر بستن ( بدون ترحم )
مورد هدف قرار دادن
الف ) باعث سقوط هواپیما یا پهپاد یا . . . دشمن شدن با شلیک به آن
ب ) کشتن یا بدجور زخمی کردن فرد ( یا افرادی ) با شلیک به وی ( یا آن ها ) ( معمولا در کمال خونسردی و از روی سنگدلی )
... [مشاهده متن کامل]
ج ) اصطلاحی برای ابراز یا نشان دادن اینکه پیشنهادها یا نظرات فردی اشتباه یا احمقانه است.
شلیک کردن
به تیر بستن ( بدون ترحم )
مورد هدف قرار دادن
الف ) باعث سقوط هواپیما یا پهپاد یا . . . دشمن شدن با شلیک به آن
ب ) کشتن یا بدجور زخمی کردن فرد ( یا افرادی ) با شلیک به وی ( یا آن ها ) ( معمولا در کمال خونسردی و از روی سنگدلی )
... [مشاهده متن کامل]
ج ) اصطلاحی برای ابراز یا نشان دادن اینکه پیشنهادها یا نظرات فردی اشتباه یا احمقانه است.
گفتم مادر میخام فضانورد شم، اما اون کوبید منو ( دلسردم کرد )
سرنگون شدن
شکست خوردن
رد کردن
سرنگون کردن Iran shot down a us drone