🔸 معادل فارسی:
شانس خود را امتحان کردن : ریسک کردن و اقدام کردن : دل به دریا زدن : فرصت را غنیمت شمردن و اقدام کردن : یک بار برای همیشه جلو رفتن : تلاش نهایی خود را کردن
** کاربردها:
- عاشقانه: He finally shot his shot and asked her out. = بالاخره دل به دریا زد و از او دعوت کرد.
... [مشاهده متن کامل]
- شغلی: I decided to shoot my shot and apply for the CEO position. = تصمیم گرفتم شانسم را امتحان کنم و برای مدیرعاملی درخواست بدم.
- ورزشی: He shot his shot from half - court. = از نیمه ی زمین توپ را پرتاب کرد.
- عمومی: You'll never know if you don't shoot your shot.
اگر شانست را امتحان نکنی، هرگز نمی فهمی.
شانس خود را امتحان کردن : ریسک کردن و اقدام کردن : دل به دریا زدن : فرصت را غنیمت شمردن و اقدام کردن : یک بار برای همیشه جلو رفتن : تلاش نهایی خود را کردن
** کاربردها:
- عاشقانه: He finally shot his shot and asked her out. = بالاخره دل به دریا زد و از او دعوت کرد.
... [مشاهده متن کامل]
- شغلی: I decided to shoot my shot and apply for the CEO position. = تصمیم گرفتم شانسم را امتحان کنم و برای مدیرعاملی درخواست بدم.
- ورزشی: He shot his shot from half - court. = از نیمه ی زمین توپ را پرتاب کرد.
- عمومی: You'll never know if you don't shoot your shot.
اگر شانست را امتحان نکنی، هرگز نمی فهمی.