shoot off one's mouth

/ʃut ɔf wʌnz maʊθ//ʃuːt ɒf wʌnz maʊθ/

(امریکا - خودمانی) 1- با بی فکری حرف زدن، نسنجیده سخن گفتن، حرف پراندن 2- پز دادن، رجز خواندن

انگلیسی به انگلیسی

• chatter, talk nonsense, speak about trivial matters

پیشنهاد کاربران

بی پروا، بی فکر، یا با لاف زدن صحبت کردن است، اغلب بدون توجه به پیامدها یا صحت آنچه گفته می شود. این عبارت دلالت بر زیاد صحبت کردن یا گفتن چیزهایی دارد که ممکن است نامناسب یا توهین آمیز باشند.
به صورت استعاری، نشان دهنده فقدان کنترل یا احتیاط در ارتباطات است که اغلب منجر به سوء تفاهم یا درگیری می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

مترادف: Blurt out, talk recklessly, run one’s mouth, speak without thinking.
مثال؛
"He shot off his mouth about the company’s plans, and now everyone knows the secret. "
"She tends to shoot off her mouth when she’s angry, often regretting it later. "

لاف زدن غلو کردن گه زیادی خوردن

بپرس