یک اصطلاح عامیانه و تا حدی بی ادبانه است که به این معناست که مشکلات، مسئولیت ها، یا سرزنش ها معمولاً از سطوح بالاتر قدرت یا اختیار به سطوح پایین تر جریان پیدا می کنند. این عبارت نشان دهنده این است که کسانی که در پایین سلسله مراتب هستند اغلب بیشترین فشار مشکلات ایجاد شده در بالا را تحمل می کنند.
... [مشاهده متن کامل]
به صورت نمادین، نشان دهنده توزیع ناعادلانه بارها یا پیامدها در یک سلسله مراتب است و بر عدم تعادل قدرت و
مسئولیت تأکید دارد.
این عبارت معمولاً در زمینه های کاری یا سازمانی برای نقد شیوه های ناعادلانه یا دینامیک های قدرت استفاده می شود. اگرچه غیررسمی است، اما ناامیدی کسانی که احساس می کنند تحت فشار تصمیمات بالاتر هستند را به خوبی بیان می کند.
مترادف: Blame flows downward, hierarchy of blame, passing the buck.
مثال؛
When the company faced financial losses, the blame ran downhill to the employees instead of the executives.
In a dysfunctional team, shit often runs downhill, leaving junior members to deal with the fallout.
... [مشاهده متن کامل]
به صورت نمادین، نشان دهنده توزیع ناعادلانه بارها یا پیامدها در یک سلسله مراتب است و بر عدم تعادل قدرت و
مسئولیت تأکید دارد.
این عبارت معمولاً در زمینه های کاری یا سازمانی برای نقد شیوه های ناعادلانه یا دینامیک های قدرت استفاده می شود. اگرچه غیررسمی است، اما ناامیدی کسانی که احساس می کنند تحت فشار تصمیمات بالاتر هستند را به خوبی بیان می کند.
مترادف: Blame flows downward, hierarchy of blame, passing the buck.
مثال؛