🔸 معادل فارسی:
• روشن کردن / نور افکندن بر
• افشا کردن / پرده برداشتن از
• ( در بافت خبری و حقوقی ) رسیدگی و بررسی روشنگرانه
• ( عامیانه ) زیر ذره بین بردن / رسوا کردن
🔸 مثال ها:
• The investigation shone the light on years of corruption.
... [مشاهده متن کامل]
آن تحقیق، پرده از سال ها فساد برداشت.
• Journalists shine the light on what those in power want hidden.
خبرنگاران آنچه را قدرت ها می خواهند پنهان بماند، افشا می کنند.
• The report shines the light on failures in the care system.
آن گزارش، پرده از روی کاستی های نظام مراقبتی بر می دارد.
• روشن کردن / نور افکندن بر
• افشا کردن / پرده برداشتن از
• ( در بافت خبری و حقوقی ) رسیدگی و بررسی روشنگرانه
• ( عامیانه ) زیر ذره بین بردن / رسوا کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آن تحقیق، پرده از سال ها فساد برداشت.
خبرنگاران آنچه را قدرت ها می خواهند پنهان بماند، افشا می کنند.
آن گزارش، پرده از روی کاستی های نظام مراقبتی بر می دارد.