shelve something

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
کنار گذاشتن، به تعویق انداختن
فعلاً منتفی کردن یه طرح یا ایده
( در مفهوم عمیق تر ) چیزی رو به طور نامعلوم معلق گذاشتن — نه رد کردن کامل، نه پیش بردن
🔸 مثال ها:
"The government has shelved plans to build the new highway. "
...
[مشاهده متن کامل]

دولت طرح ساخت بزرگراه جدید رو فعلاً کنار گذاشته.
"We had to shelve the project due to lack of funding. "
به خاطر کمبود بودجه مجبور شدیم پروژه رو معلق بذاریم.
"She shelved her novel for years before finally finishing it. "
سال ها رمانش رو کنار گذاشت تا بالاخره تمومش کرد.