shed the skin of one's past

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از گذشته خود رها شدن، تغییر شخصیت دادن
• هویت قبلی خود را کنار گذاشتن و از نو شروع کردن
این عبارت از تصویر پوست انداختن خزندگان ( مثل مار ) گرفته شده است. درست همانطور که یک مار برای رشد، پوست کهنه خود را می اندازد، یک انسان نیز می تواند رفتارها، عادت ها، باورها، و هویت قدیمی خود را کنار بگذارد و دوباره از نو شروع کند. این عبارت بار معنایی تحول مثبت و خودسازی دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال :
"He was a former gang member, but he shed the skin of his past and became a youth counselor. "
"In his latest novel, the author sheds the skin of his past writing style and experiments with a new voice. "
( تغییر شخصیت در فیلم ها )
"The character tried to shed the skin of her past by moving to a new city and changing her name. "