sharp tongued

/ˈʃɑːrpˈtəŋd//ʃɑːptʌŋd/

دارای زخم زبان، بد دهن، عیبجو، بدزبان، فحاش، بکار برنده سخنان زننده
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: harsh, severe, sarcastic, or critical in speech or writing.
مشابه: biting, vitriolic

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما