sharp edged

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. a sharp-edged knife
چاقوی (لبه) تیز

به انگلیسی

• with rough penetrating ends

پیشنهاد کاربران

۱ - تیز، برنده
۲ - انتقادی critical sharp edged study of the movie
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما