رفتن و پشت سر را نگاه نکردن / رها کردن و رفتن / خداحافظی کردن و رفتن
به معنای ترک کردن جایی یا وضعیت بد و ادامه دادن بدون نگاه کردن به گذشته است.
مثال؛
1. After years of working at that terrible company, she shook the dust off her feet and quit.
... [مشاهده متن کامل]
بعد از سال ها کار در آن شرکت بد، او رفت و پشت سر ش را هم نگاه نکرد.
2. He shook the dust off his feet and moved to a new city to start fresh.
او شهر را ترک کرد و به شهر جدیدی رفت تا زندگی نویی را شروع کند.
3. When the relationship became toxic, she decided to shake the dust off her feet.
وقتی رابطه اشون سمی شد، تصمیم گرفت او را رها کند و برود.
به معنای ترک کردن جایی یا وضعیت بد و ادامه دادن بدون نگاه کردن به گذشته است.
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
بعد از سال ها کار در آن شرکت بد، او رفت و پشت سر ش را هم نگاه نکرد.
او شهر را ترک کرد و به شهر جدیدی رفت تا زندگی نویی را شروع کند.
وقتی رابطه اشون سمی شد، تصمیم گرفت او را رها کند و برود.
رفتن و پشت سر را نگاه نکردن / رها کردن و رفتن / خداحافظی کردن و رفتن
به معنای ترک کردن جایی یا وضعیت بد و ادامه دادن بدون نگاه کردن به گذشته است.
مثال؛
1. After years of working at that terrible company, she shook the dust off her feet and quit.
... [مشاهده متن کامل]
بعد از سال ها کار در آن شرکت بد، او رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد.
2. He shook the dust off his feet and moved to a new city to start fresh.
او شهر را ترک کرد و به شهر جدید رفت تا زندگی جدیدی شروع کند.
3. When the relationship became toxic, she decided to shake the dust off her feet.
وقتی رابطه اشون سمی شد، تصمیم گرفت او را رهاه کند و برود.
به معنای ترک کردن جایی یا وضعیت بد و ادامه دادن بدون نگاه کردن به گذشته است.
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
بعد از سال ها کار در آن شرکت بد، او رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد.
او شهر را ترک کرد و به شهر جدید رفت تا زندگی جدیدی شروع کند.
وقتی رابطه اشون سمی شد، تصمیم گرفت او را رهاه کند و برود.