معانی اصلی:
1. رهایی یافتن از چیزی یا کسی ( معمولاً با مشکل )
خلاص شدن از شر چیزی ناخواسته مانند یک بیماری، یک احساس منفی، یا شخصی که شما را تعقیب می کند.
2. تکاندن و افتاندن چیزی ( به معنای تحتانی )
... [مشاهده متن کامل]
انجام یک حرکت فیزیکی سریع برای جدا کردن چیزی از خود، مانند آب، گردوغبار یا یک شیء.
- - -
جملات نمونه بر اساس معانی و کاربردهای رایج:
۱. رهایی از یک بیماری ( Illness )
English: I've been trying to shake off this cold for days.
فارسی: چند روز است که سعی دارم از شر این سرماخوردگی خلاص شوم.
۲. رهایی از یک احساس یا تصور ( Feeling/Image )
English: He couldn't shake off the feeling that he was being watched.
فارسی: او نمی توانست این احساس که تحت نظر است را از خود دور کند.
۳. رهایی از یک تعقیب کننده ( Pursuer )
English: The spy turned down a side alley to shake off his tail.
فارسی: جاسوس به یک کوچه کناری پیچید تا تعقیب کننده خود را از پشت سر بیندازد.
۴. رهایی از یک عادت یا گذشته ( Habit/Past )
English: The company is struggling to shake off its reputation for poor quality.
فارسی: این شرکت در تلاش است تا شهرت خود را برای کیفیت پایین از بین ببرد.
۵. تکاندن چیزی به صورت فیزیکی ( Physical Action )
English: The dog jumped out of the water and shook off the mud.
فارسی: سگ از آب بیرون پرید و گل را تکاند.
۶. رهایی از یک رقیب در ورزش ( Sports - Defender )
English: The striker shook off the defender with a quick feint and scored.
فارسی: مهاجم با یک حرکت فریبنده سریع، مدافع را کنار زد و گل زد.
deepseek
1. رهایی یافتن از چیزی یا کسی ( معمولاً با مشکل )
خلاص شدن از شر چیزی ناخواسته مانند یک بیماری، یک احساس منفی، یا شخصی که شما را تعقیب می کند.
2. تکاندن و افتاندن چیزی ( به معنای تحتانی )
... [مشاهده متن کامل]
انجام یک حرکت فیزیکی سریع برای جدا کردن چیزی از خود، مانند آب، گردوغبار یا یک شیء.
- - -
جملات نمونه بر اساس معانی و کاربردهای رایج:
۱. رهایی از یک بیماری ( Illness )
فارسی: چند روز است که سعی دارم از شر این سرماخوردگی خلاص شوم.
۲. رهایی از یک احساس یا تصور ( Feeling/Image )
فارسی: او نمی توانست این احساس که تحت نظر است را از خود دور کند.
۳. رهایی از یک تعقیب کننده ( Pursuer )
فارسی: جاسوس به یک کوچه کناری پیچید تا تعقیب کننده خود را از پشت سر بیندازد.
۴. رهایی از یک عادت یا گذشته ( Habit/Past )
فارسی: این شرکت در تلاش است تا شهرت خود را برای کیفیت پایین از بین ببرد.
۵. تکاندن چیزی به صورت فیزیکی ( Physical Action )
فارسی: سگ از آب بیرون پرید و گل را تکاند.
۶. رهایی از یک رقیب در ورزش ( Sports - Defender )
فارسی: مهاجم با یک حرکت فریبنده سریع، مدافع را کنار زد و گل زد.