shake off the road

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• گرد جاده را از خود تکاندن ( کنایه از رهایی از خستگی سفر )
• خستگی راه را در کردن
• آثار سفر را از خود پاک کردن
• ( مجازی ) خود را از استرس و فشار سفر رها کردن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• *"After a 10 - hour drive, I just need a hot shower to shake off the road. "*
بعد از یک رانندگی ۱۰ ساعته، فقط به یک دوش آب گرم نیاز دارم تا گرد جاده را از خودم بتکانم.
• "Give me an hour to shake off the road before the meeting. "
یک ساعت به من فرصت بده تا خستگی راه را در کنم قبل از جلسه.
• *"He slept for 12 hours trying to shake off the road after that cross - country trip. "*
او ۱۲ ساعت خوابید تا بتواند بعد از آن سفر میان ایالتی، خستگی راه را از خود دور کند.