🔸 معادل فارسی:
• آماده ی پذیرش جنسی / در حالت پذیرش جنسی
• مستعد یا مایل به آمیزش جنسی ( معمولاً در حیوانات یا در بافت های زیست شناختی )
• حامل قابلیت باروری یا پاسخ به محرک های جنسی
🔸 معنی دقیق:
... [مشاهده متن کامل]
این اصطلاح به وضعیت فیزیولوژیکی یا رفتاری گفته می شود که در آن یک فرد ( معمولاً در مطالعات حیوانی، یا در متون زیست شناختی و روانشناختی ) آماده، مایل، یا مستعد برای انجام فعالیت جنسی است. این حالت اغلب با تغییرات هورمونی، فاز چرخه ی جنسی، یا نشانه های رفتاری خاص همراه است. در علوم زیستی، این واژه به دوره هایی اشاره دارد که در آن تخمک گذاری یا بالاترین سطح باروری رخ می دهد. بار معنایی آن علمی، زیست شناختی، و اغلب غیرانسانی است ( هرچند در متون روانشناسی و پزشکی نیز برای انسان ها به کار می رود ) .
• آماده ی پذیرش جنسی / در حالت پذیرش جنسی
• مستعد یا مایل به آمیزش جنسی ( معمولاً در حیوانات یا در بافت های زیست شناختی )
• حامل قابلیت باروری یا پاسخ به محرک های جنسی
🔸 معنی دقیق:
... [مشاهده متن کامل]
این اصطلاح به وضعیت فیزیولوژیکی یا رفتاری گفته می شود که در آن یک فرد ( معمولاً در مطالعات حیوانی، یا در متون زیست شناختی و روانشناختی ) آماده، مایل، یا مستعد برای انجام فعالیت جنسی است. این حالت اغلب با تغییرات هورمونی، فاز چرخه ی جنسی، یا نشانه های رفتاری خاص همراه است. در علوم زیستی، این واژه به دوره هایی اشاره دارد که در آن تخمک گذاری یا بالاترین سطح باروری رخ می دهد. بار معنایی آن علمی، زیست شناختی، و اغلب غیرانسانی است ( هرچند در متون روانشناسی و پزشکی نیز برای انسان ها به کار می رود ) .
فحل
گشنخواه
گشنخواه
دامپزشکی و علوم دامی
پذیرش یا پذیرندگی جنسی ( که در فاز استروس یا فحلی است )
پذیرش یا پذیرندگی جنسی ( که در فاز استروس یا فحلی است )