setting up

شبکه مترجمین ایران

تخصصی

[سینما] تنظیم
[نساجی] مونتاژ

به انگلیسی

• founding, establishing; determining; installing

پیشنهاد کاربران

مبانی
exm: setting up a business ( ره اندازی یک کسب و کار )
راه اندازی
setting up a business = start a business
برپایی
اجرا، ایجاد
چیدن
setting up house = چیدن وسایل خونه
راه اندازی
تعیین کردن
she's out there, setting up camp, lone in the strange galaxy : او آنجاست، کمپ برپا کرده، تنها در کهکشان عجیب/بیگانه


Setting up یعنی راه اندازی و برپایی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما