🔸 معادل فارسی:
• آتش زدن / به آتش کشیدن
• سوزاندن / طعمه ی آتش کردن
• روشن کردن و سوزاندن / شعله ور کردن
• در آتش افکندن / آتش زدن عمدی
🔸 مثال ها:
• Two cars were set alight outside the bar during the shooting.
... [مشاهده متن کامل]
دو خودرو در خارج از آن بار، در جریان تیراندازی به آتش کشیده شدند.
• Protesters set alight several buildings in the city center.
معترضان چندین ساختمان در مرکز شهر را به آتش کشیدند.
• The vehicle was set alight and completely destroyed.
آن خودرو به آتش کشیده و کاملاً نابود شد.
• آتش زدن / به آتش کشیدن
• سوزاندن / طعمه ی آتش کردن
• روشن کردن و سوزاندن / شعله ور کردن
• در آتش افکندن / آتش زدن عمدی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
دو خودرو در خارج از آن بار، در جریان تیراندازی به آتش کشیده شدند.
معترضان چندین ساختمان در مرکز شهر را به آتش کشیدند.
آن خودرو به آتش کشیده و کاملاً نابود شد.
به آتش کشیدن