semipermeable


(به ویژه در مورد شامه - گذرندگی یا osmosis) نیمه تراوا، نیمه تراوا
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: semipermeability (n.)
• : تعریف: able to be penetrated by certain substances but not others, as a membrane.

جمله های نمونه

1. A vacuole is surrounded by a thin layer of cytoplasm which acts as a semi-permeable membrane.
[ترجمه ترگمان]این حفره توسط یک لایه نازک از سیتوپلاسم احاطه شده است که به عنوان غشا نفوذ پذیر عمل می کند
[ترجمه گوگل]یک واژن توسط یک لایه نازک از سیتوپلاسم احاطه شده است که به عنوان یک غشای نیمه نفوذ پذیر عمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Perception, that is to say, boils down to the passage of sodium, potassium and other ions across semi-permeable membranes.
[ترجمه ترگمان]ادراک، یعنی ادراک، به گذر سدیم، پتاسیم و دیگر یون ها در غشای نیمه نفوذپذیر سرایت می کند
[ترجمه گوگل]ادراک، به عبارت دیگر، به عبور از سدیم، پتاسیم و دیگر یون ها در غشاهای نیمه نفوذ پذیر تبدیل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The coating film contained a biocompatible semipermeable material, cellulose acetate, and a water soluble pore-forming agent, poly(ethylene glycol).
[ترجمه ترگمان]لایه پوشش حاوی مواد semipermeable biocompatible، سلولز استات و یک عامل تشکیل رسوب محلول در آب، پلی (اتیلن گلیکول)بود
[ترجمه گوگل]این فیلم پوشش حاوی مواد نیمه رسانای بیولوژیکی، استات سلولز و یک مولکول تشکیل دهنده محلول در آب، پلی (اتیلن گلیکول) است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Reverse Osmosis (RO) system. A semipermeable membrane filter technology, can remove the dissolved salt and the organic matter efficiently.
[ترجمه ترگمان]سیستم Osmosis معکوس (RO) یک تکنولوژی فیلتر غشا semipermeable می تواند نمک حل شده و مواد آلی را به طور موثر از بین ببرد
[ترجمه گوگل]سیستم اسمز معکوس (RO) فن آوری فیلتر غشایی نیمه رسانا، نمک محلول و مواد آلی را به صورت موثر می تواند حذف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. When separated by a semipermeable membrane (e. g. a cell membrane) water is lost by osmosis from the hypotonic to the hypertonic solution. Compare hypertonic; isotonic.
[ترجمه ترگمان]زمانی که توسط غشا semipermeable جدا می شود (e گرم ؟ آب با نفوذ اسمزی به محلول hypertonic از طریق اسمز معکوس از دست می رود hypertonic را با isotonic مقایسه کنید
[ترجمه گوگل]وقتی که توسط غشای نیمه رسانا (به عنوان مثال یک غشای سلولی) جدا شده، آب توسط اسمز از هیپوتونیس به محلول هیپرتونیک از دست می رود مقایسه هیپرتونیک؛ ایزوتونیک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The separation ability of semipermeable membranes needs to be understand from a molecular point of view for applications in the life sciences, chemistry, and chemical engineering.
[ترجمه ترگمان]توانایی جداسازی غشا semipermeable باید از دیدگاه مولکولی برای کاربرد در علوم زیستی، شیمی، و مهندسی شیمی درک شود
[ترجمه گوگل]توانایی جداسازی غشاهای نیمه پراکنده باید از دیدگاه مولکولی برای کاربرد در علوم زیستی، شیمی و مهندسی شیمی درک شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Conclusion The encapsulated pancreatic islets, semipermeable membranes, can effectively prolong the xenograft survival without immunosuppression, and reverse hyperglycemia in diabetic mice.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری جزایر کپسوله شده پانکراس، غشا semipermeable می تواند به طور موثر بقا xenograft را بدون immunosuppression طولانی کند و hyperglycemia معکوس را در موش های دیابتی معکوس کند
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری جزایر پانکراس کپسول شده، غشاهای نیمه پراکنده، می تواند بقای موثر xenograft بدون سرکوب سیستم ایمنی را طولانی کند و هیپرگلیسمی معکوس را در موش های دیابتی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Highlights PMMA/ABS also could make a semipermeable results, and thus more gorgeous appearance and implement LED light perspective effect.
[ترجمه ترگمان]نکات مهم PMMA \/ ABS می تواند منجر به نتایج semipermeable شود، و در نتیجه ظاهر gorgeous و اجرای چشم انداز نور LED را اجرا کند
[ترجمه گوگل]نکات برجسته PMMA / ABS همچنین می تواند نتایج نیمه معقول و در نتیجه ظاهر زرق و برق دار و پیاده سازی چراغ نور اثر چشم انداز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The casings were semipermeable. Small molecules of urea could pass through the membrane while larger blood molecules might not.
[ترجمه ترگمان]نمونه ها semipermeable بودند مولکول های کوچک اوره ممکن است از غشا عبور کنند در حالی که مولکول های خونی بزرگ تر ممکن است نباشند
[ترجمه گوگل]روکش های نیمه رسانا بود مولکول های کوچک اوره می توانند از طریق غشا عبور کنند، در حالی که مولکول های خون بزرگتر ممکن نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. If we place a semipermeable membrane (like that in a reverse osmosis filter) between sealed bodies of salt water and fresh water, the fresh water will gradually travel through the filter by osmosis.
[ترجمه ترگمان]اگر غشا semipermeable (مانند آن را در فیلتر اسمز معکوس)قرار دهیم، آب تازه به تدریج از طریق نفوذ اسمزی به داخل فیلتر حرکت می کند
[ترجمه گوگل]اگر ما یک غشای نیمه رسانا (مانند یک فیلتر اسمز معکوس) بین اجزای مهر و موم آب شور و آب شیرین قرار دهیم، آب شیرین به تدریج از طریق فیلتر توسط اسمز حرکت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Seawater is forced through a semipermeable membrane that separates salt from water.
[ترجمه ترگمان]Seawater از طریق غشا semipermeable که نمک را از آب جدا می کند، اجباری می شود
[ترجمه گوگل]آب دریا از طریق یک غشاء نیمه رسانا مجبور می شود که نمک را از آب جدا کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The purpose of these tests is to obtain, by means of simple apparatus, reliable values of water vapor transfer through permeable and semipermeable materials, expressed in suitable units.
[ترجمه ترگمان]هدف از این آزمایش ها به دست آوردن، با استفاده از دستگاه ساده، مقادیر قابل اعتماد انتقال بخار آب از طریق مواد نفوذپذیر و semipermeable، که در واحدهای مناسب بیان می شوند، می باشد
[ترجمه گوگل]هدف از این آزمایش ها، بدست آوردن، با استفاده از دستگاه ساده، مقادیر قابل اعتماد انتقال بخار آب از طریق مواد قابل نفوذ و نیمه پراکنده، بیان شده در واحدهای مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. CONCLUSION Ideal pulsed release behaviors can be achieved by adjusting the coating level and composition of semipermeable membrane to meet the requirement of chronotherapy.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری رفتار انتشار پالسی ایده آل را می توان با تنظیم سطح پوشش و ترکیب غشا semipermeable برای برآورده کردن الزام of به دست آورد
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری رفتارهای انتشار پالس ایده آل را می توان با تنظیم سطح پوشش و ترکیب غشاء نیمه پراکنده برای رعایت الزام کرونوتراپی بدست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Methods Core tablets containing osmotic active agent were prepared by direct compression and spray coated with swelling layer and semipermeable membrane subsequently.
[ترجمه ترگمان]روش های هسته اصلی حاوی agent فعال اسمزی، با فشرده سازی مستقیم و اسپری پوشانده شده با لایه آماس و غشا semipermeable تهیه شدند
[ترجمه گوگل]مواد و روش ها: قرص های اصلی حاوی اسمز معکوس با فشرده سازی مستقیم و اسپری با لایه تورم و غشای نیمه پراکنده تهیه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[شیمی] نیم تراوا
[عمران و معماری] نیمتراوا - نیمه تراوا
[نساجی] نیمه تراوا

به انگلیسی

• can be partially permeated, somewhat permeable

پیشنهاد کاربران

( فیزیولوژی ) غشای نیمه تراوا
semipermeable ( زمین‏شناسی )
واژه مصوب: نیمه‏تراوا
تعریف: ویژگی سنگ یا رسوب یا خاکی که بخشی از یک سیال را از خود عبور می دهد
تا حدی انعطاف پذیر : برای مثال move among semipermeable groups
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما