seminar

/ˈseməˌnɑːr//ˈsemɪnɑː/

معنی: سمینار
معانی دیگر: کنکاشه، جستاره، جلسه بحک وتحقیق در اطراف موضوعی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a small class at a university, usually for advanced students, for study and discussion.

- Each week, the research of a different student is discussed at the seminar.
[ترجمه ترگمان] هر هفته، تحقیقات در مورد یک دانش آموز متفاوت در این سمینار مورد بحث قرار می گیرد
[ترجمه گوگل] هر هفته، تحقیق دانشجویان مختلف در این سمینار مورد بحث قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: any similar meeting for the exchange of ideas.

جمله های نمونه

1. a few good papers were read in that seminar
در آن سمینار چند پژوه نامه ی (پژوهش نامه ی) خوب خوانده شد.

2. There was some lively debate at this week's seminar.
[ترجمه ترگمان]بحث های پرشوری در این سمینار در این هفته برگزار شد
[ترجمه گوگل]بحث های پر جنب و جوش در سمینار این هفته وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was invited to attend a seminar in Paris.
[ترجمه ترگمان]دعوت شد که در سمیناری در پاریس شرکت کند
[ترجمه گوگل]او برای شرکت در یک سمینار در پاریس دعوت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I attended practically every lecture and seminar when I was a student.
[ترجمه ترگمان]من تقریبا در هر سخنرانی و سمینار زمانی که دانش آموز بودم، شرکت کردم
[ترجمه گوگل]وقتی دانشجو بودم، تقریبا در هر سخنرانی و سمینار شرکت کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Professor Mackay will give a seminar on musical settings of Verlaine's poetry.
[ترجمه ترگمان]پروفسور مک Mackay یک سمینار درباره مجموعه های موسیقی ورلن برگزار کرد
[ترجمه گوگل]پروفسور مک کی یک سمینار در مورد تنظیمات موسیقی شعر ورلین ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Publishers and writers from 13 countries attended the seminar .
[ترجمه ترگمان]ناشران و نویسندگان از ۱۳ کشور در این سمینار شرکت داشتند
[ترجمه گوگل]ناشران و نویسندگان 13 کشور در این سمینار شرکت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I suggest we telescope the seminar into an hour.
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد می کنم یک ساعت از سمینار استفاده کنیم
[ترجمه گوگل]من پیشنهاد می کنیم این سمینار را به مدت یک ساعت تلسکوپ کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. When speaking to the seminar Mr Franklin spoke of his experience, gained on a recent visit to Trinidad.
[ترجمه ترگمان]آقای فرانکلین پس از سخنرانی در سمیناری که در مورد تجربه خود صحبت کرد، در یک سفر اخیر به ترینیداد به دست آورد
[ترجمه گوگل]آقای فرانکلین هنگام صحبت کردن در این سمینار از تجربیات خود که در سفر اخیر به ترینیداد به دست آمده است صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The seminar was to discuss diversification of agriculture.
[ترجمه ترگمان]این سمینار درباره تنوع کشاورزی بود
[ترجمه گوگل]این سمینار برای بحث در مورد تنوع کشاورزی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. By the way, how did your seminar go?
[ترجمه ترگمان]راستی، سمینار شما چطور پیش رفت؟
[ترجمه گوگل]به هر حال، سمینار شما چگونه انجام شد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. While it will be fun, the seminar also promises to be most instructive.
[ترجمه ترگمان]در حالی که این سمینار جالب خواهد بود، این سمینار همچنین قول می دهد که بسیار آموزنده باشد
[ترجمه گوگل]در حالی که سرگرم کننده است، این سمینار همچنین وعده داده است که بیشتر آموزنده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I'm giving a seminar on the latest developments in genetic engineering next week.
[ترجمه ترگمان]من در مورد آخرین پیشرفت ها در مهندسی ژنتیک در هفته آینده یک سمینار دارم
[ترجمه گوگل]من در هفته آینده یک سمینار در مورد آخرین پیشرفت های مهندسی ژنتیک ارائه می دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The seminar aims to provide an overview on new media publishing.
[ترجمه ترگمان]هدف از این سمینار، ارائه مروری بر انتشار رسانه ای جدید است
[ترجمه گوگل]هدف این سمینار، ارائه یک مرور کلی در انتشار رسانه های جدید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Seminar topics are chosen for their accessibility to a general audience.
[ترجمه ترگمان]موضوعات سمینار برای دسترسی به مخاطبان عمومی انتخاب می شوند
[ترجمه گوگل]موضوعات سمینار برای دسترسی به مخاطبان عمومی انتخاب می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سمینار (اسم)
seminar

به انگلیسی

• educational meeting devoted to a particular topic; advanced academic course requiring a large amount of independent research; meeting of an advanced academic course which requires a large amount of independent research
a seminar is a meeting where a group of people discuss a problem or topic.
a seminar is also a class at a university in which the teacher and a small group of students discuss a topic.

پیشنهاد کاربران

کارگاه آموزشی
Workshop
هم اندیشی
بنام خدا
باسلام،
seminar یک لغت یونانی باستان هست که امروزه بکار میرود و به معنی میهمانی
بحث و تبادل نظر در رابطه یک موضوع بین معلم و دانشجودر دانشگاه
همایش، گردهمایی، نشست، مجمع
من "سُخَنار" رو پیشنهاد می کنم. مانند "گفتار" که از "ستاک گذشته" "ار" فرآورده می شود که به شکل جالبانه ایی با "سمینار" هموَزن است .
seminar ( عمومی )
واژه مصوب: درس گروهی
تعریف: نوعی درس در دانشگاه ها که استاد واحد ندارد و جلسات سخنرانی استادان حول موضوع خاصی است
میزکرد
a meeting where a group of students discuss a topic together with a teacher
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما