semilunar


معنی: کمانی، قوسی، هلالی، بشکل نیم ماه
معانی دیگر: هلالی شکل، داسی، داسدیس، نیم کمانی

جمله های نمونه

1. Median glands absent; lateral ones semilunar or on each side of lateral stamen.
[ترجمه گوگل]غدد میانی وجود ندارد جانبی نیمه قمری یا در هر طرف پرچم جانبی
[ترجمه ترگمان]Median غایب هستند؛ ones جانبی و یا در هر طرف پرچم افقی قرار دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The menisci are two semilunar, fibrocartilaginous disks located between the medial and lateral articular surfaces of the femur and tibia in each knee.
[ترجمه گوگل]منیسک ها دو دیسک نیمه ماهری فیبروغضروفی هستند که بین سطوح مفصلی داخلی و جانبی استخوان ران و درشت نی در هر زانو قرار دارند
[ترجمه ترگمان]The دو semilunar هستند که در میان سطوح میانی و میانی استخوان ران و درشت نی قرار گرفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. An alternative classification emphasizes etiology: regurgitant murmurs from semilunar insufficiency versus ventricular filling murmurs.
[ترجمه گوگل]یک طبقه بندی جایگزین بر علت شناسی تأکید می کند: سوفل های نارسایی ناشی از نارسایی نیمه ماه در مقابل سوفل های پر شدن بطن
[ترجمه ترگمان]یک طبقه بندی جایگزین بر روی etiology: regurgitant از عدم کفایت semilunar در برابر پر شدن بطن، تاکید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Methods 10 fresh semilunar plates died from wound in normal human were tested by automatic control electron testing machine of AG 10TA in Japan.
[ترجمه گوگل]روش‌ها 10 صفحه نیمه‌ماهی تازه بر اثر زخم در انسان عادی با دستگاه تست الکترون کنترل خودکار AG 10TA در ژاپن آزمایش شدند
[ترجمه ترگمان]روش های ۱۰ صفحه semilunar تازه از زخم در انسان معمولی براثر آزمایش اتوماتیک دستگاه تست الکترون در ۱۰ TA در ژاپن مورد آزمایش قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Excision of semilunar cartilage of knee joint.
[ترجمه گوگل]برداشتن غضروف نیمه قمری مفصل زانو
[ترجمه ترگمان]غضروف بینی semilunar مفصل زانو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Nectar glands, lateral, semilunar, intrastaminal; median glands absent.
[ترجمه گوگل]غدد شهد، جانبی، نیمه قمری، اینتراستامینال غدد میانی وجود ندارد
[ترجمه ترگمان]غدد Nectar، جانبی، semilunar، intrastaminal؛ غدد میانی وجود ندارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Method An iliac bone peg wrapped with semilunar skin flap taken from the fibular side of great toe is applied to breach the defcet.
[ترجمه گوگل]روش: یک میخ استخوان ایلیاک پیچیده شده با فلپ پوستی نیمه قمری گرفته شده از سمت فیبولار انگشت شست پا، برای شکستن نقص اعمال می شود
[ترجمه ترگمان]روش یک میخ چوبی پیچیده شده با دریچه پوست semilunar که از طرف fibular پنجه بزرگ گرفته شده است برای شکستن the اعمال شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Conclusion Iliac bone graft wrapped with semilunar flap taken from the fibular side of the great toe is an effective procedure in replanting an amputated thumb with segmental defect.
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری پیوند استخوان ایلیاک پیچیده شده با فلپ نیمه ماهری گرفته شده از سمت فیبولار انگشت شست پا، یک روش موثر در کاشت مجدد انگشت شست قطع شده با نقص سگمنتال است
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری پیوند مغز استخوان با دریچه semilunar گرفته شده از طرف fibular شست بزرگ یک روش موثر در replanting یک انگشت بریده شده با نقص نگهداری از قطعه ای است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Conclusion The semilunar plates is viscoelasticity body.
[ترجمه گوگل]نتیجه‌گیری صفحه‌های نیمه قمری دارای بدنه ویسکوالاستیک هستند
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری صفحات semilunar بدنه viscoelasticity است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The variances of emergences were measured to determine the range of entrainment and the slopes of the means of emergence were used to investigate the effect of moonlight on semilunar rhythm.
[ترجمه گوگل]واریانس ظهور برای تعیین محدوده حباب اندازه گیری شد و شیب ابزار ظهور برای بررسی اثر نور ماه بر ریتم نیمه قمری استفاده شد
[ترجمه ترگمان]واریانس of برای تعیین دامنه پیوستگی اندازه گیری شد و شیب های روش ظهور برای بررسی اثر نور مهتاب بر روی ریتم semilunar مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The characteristic of stress and load transmission in the semilunar cartilage model was studied with three-dimensional photoelastic method based on the principle of biomechanics.
[ترجمه گوگل]مشخصه انتقال تنش و بار در مدل غضروف نیمه قمری با روش فوتوالاستیک سه بعدی بر اساس اصل بیومکانیک بررسی شد
[ترجمه ترگمان]مشخصه فشار و انتقال بار در مدل غضروف semilunar با روش photoelastic سه بعدی مبتنی بر اصل of مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Methods 31 patients with the upper and middle ureterolithiasis under going the operation of ureterolithotomy via the semilunar line incision were reviewed, in combination with related literature.
[ترجمه گوگل]Methods31 بیمار مبتلا به سنگ ادراری بالا و میانی که تحت عمل سنگ‌های ادراری از طریق برش خط نیم‌ماهی قرار داشتند، در ترکیب با ادبیات مرتبط بررسی شدند
[ترجمه ترگمان]روش های ۳۱ بیمار با the بالا و میانی تحت عمل جراحی of از طریق برش خطی semilunar، در ترکیب با ادبیات مربوطه مورد بررسی قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. For marine invertebrate, in particular, endogenous clock has been known to control semilunar rhythms of locomotor, reproductive and molting behaviors.
[ترجمه گوگل]به ویژه برای بی مهرگان دریایی، ساعت درون زا برای کنترل ریتم های نیمه قمری رفتارهای حرکتی، تولیدمثلی و پوست اندازی شناخته شده است
[ترجمه ترگمان]برای invertebrate دریایی به طور خاص، پالس ساعت درونی برای کنترل rhythms semilunar، باروری و molting شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Compared to free gingival graft, subepithelial connective tissue graft or guided tissue regeneration, the indication of semilunar coronally positioned flap in root coverage is more limited.
[ترجمه گوگل]در مقایسه با پیوند لثه آزاد، پیوند بافت همبند زیر اپیتلیال یا بازسازی بافت هدایت شده، نشانه فلپ تاجی نیمه ماهری در پوشش ریشه محدودتر است
[ترجمه ترگمان]در مقایسه با قلمه زدن gingival، پیوند بافت پیوندی subepithelial یا بازسازی بافت هدایت کننده، نشانه semilunar coronally که در پوشش ریشه قرار گرفته است، محدودتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کمانی (صفت)
arcuate, semilunar

قوسی (صفت)
arcuate, semilunar

هلالی (صفت)
sigmoid, semilunar, toric, embowed, lunate

بشکل نیم ماه (صفت)
semilunar

انگلیسی به انگلیسی

• shaped like a crescent or half-moon

پیشنهاد کاربران

✍️نیم هلالی / صفتی است که چیزی را توصیف می کند که به شکل نیمه ماه یا هلال است. اغلب در زمینه های آناتومیکی برای توصیف ساختارهایی که شکل نیم هلالی دارند استفاده می شود.
👈 مترادف؛
Crescent - shaped
...
[مشاهده متن کامل]

Half - moon
Lunar - shaped
👇مثال؛
The semilunar valves of the heart prevent backflow of blood into the ventricles.
The semilunar shape of the artwork gave it a unique and appealing look.

📋 دوستان در زبان انگلیسی یک prefix داریم به اسم semi
📌 این پیشوند، معادل "half" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این پیشوند را در خود داشته باشند، به "half" مربوط هستند.
📂 مثال:
🔘 semicircle: Half of a circle
...
[مشاهده متن کامل]

🔘 semicolon: A punctuation mark used to separate parts in half
🔘 semifinal: A match before the final, representing half of the competition
🔘 semitransparent: Half - transparent, allowing partial light through
🔘 semiautomatic: A firearm that reloads after each shot but requires half the action
🔘 semiconductor: A material that conducts half between conductor and insulator
🔘 semiformal: Half formal dress code, between casual and formal
🔘 semisweet: Half sweet, not fully sweet
🔘 semilunar: Half - moon shaped
🔘 semiaquatic: Living in both land and water, half in each
🔘 semiarid: Half dry, with low rainfall
🔘 semimonthly: Occurring half of the month
🔘 semifreddo: A partially frozen dessert, half frozen
🔘 semiliterate: Half - literate, with limited reading and writing ability
🔘 semitransparent: Half - transparent, letting some light pass
🔘 semifinalist: A competitor in the final half of a competition
🔘 semiaquatic: Living in both land and water, half in each
🔘 semitransparent: Half - transparent, allowing partial light through
🔘 semiautomatic: A firearm that reloads with half the action
🔘 semifinalist: A competitor reaching the final half of a competition
🔘 semiformal: A half - formal dress code

بپرس