semiconductor

/ˌsemikənˈdəktər//ˌsemɪkənˈdʌktə/

معنی: نیمه هادی، نیمرسانا، جسم نیمه هادی
معانی دیگر: نیمه رسانا، نیم هادی، نیمه رسانایی، جسم نیمه هادی مثل ژرمانیوم وسیلیکون

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: semiconduction (n.)
• : تعریف: a crystalline material such as silicon or germanium that conducts electricity under certain conditions, but not as effectively as metals do.

جمله های نمونه

1. compensated semiconductor
نیمه هادی متعادل

2. This is a semiconductor integrated circuit.
[ترجمه ترگمان]این یک مدار مجتمع نیمه هادی می باشد
[ترجمه گوگل]این مدار یکپارچه نیمه هادی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It claims its semiconductor makers can make money.
[ترجمه ترگمان]این کشور مدعی است که سازندگان its می توانند پول کسب کنند
[ترجمه گوگل]این ادعا می کند که سازندگان نیمه هادی می توانند پول بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Shares of suppliers of semiconductor components to the communications and personal computer markets also slipped.
[ترجمه ترگمان]سهام تامین کنندگان اجزای نیمه هادی مربوط به ارتباطات و بازارهای رایانه شخصی نیز کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]سهم تامین کنندگان قطعات نیمه هادی در ارتباطات و بازار کامپیوتر شخصی نیز کاهش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Computer and semiconductor stocks slid as three brokerage firms downgraded earnings estimates for Dell Computer.
[ترجمه ترگمان]سهام رایانه ای و نیمه هادی مانند سه شرکت کارگزاری، برآورده ای درآمد برای کامپیوتر دل را کاهش دادند
[ترجمه گوگل]سهام کامپیوتر و نیمه هادی ها به عنوان سه شرکت کارگزاری کاهش یافته است تخمین های درآمد برای Dell Computer
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Some other semiconductor companies, listed on the Big Board, had to stop trading because of order imbalances.
[ترجمه ترگمان]برخی شرکت های نیمههادی دیگر که در هیات مدیره بزرگ فهرست شده اند، به دلیل عدم تعادل سفارش، مجبور به توقف تجارت شدند
[ترجمه گوگل]بعضی از شرکت های نیمه هادی دیگری که در هیئت مدیره بزرگ ثبت نام کرده بودند، مجبور به توقف معاملات به علت عدم تعادل نظم شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Computer, software and semiconductor companies participated in the good news.
[ترجمه ترگمان]شرکت های کامپیوتری، نرم افزار و نیمه هادی در این خبر خوب شرکت کردند
[ترجمه گوگل]شرکت های کامپیوتری، نرم افزاری و نیمه هادی در خبرهای خوب شرکت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Last month, the Semiconductor Industry Association revised its forecast for annual semiconductor sales growth down to 7 percent.
[ترجمه ترگمان]ماه گذشته، انجمن صنعت Semiconductor پیش بینی خود برای رشد فروش نیمه رسانای سالانه را به ۷ درصد کاهش داد
[ترجمه گوگل]در ماه گذشته، انجمن صنعت نیمهرساناها پیش بینی خود را برای رشد نیمه رسانای سالانه تا 7 درصد تجدید کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It will receive royalties from its semiconductor partners, who will use their existing distribution channels to market the chips.
[ترجمه ترگمان]این شرکت از شرکای semiconductor خود حق امتیاز دریافت خواهد کرد که از کانال های توزیع موجود خود برای بازاریابی چیپ ها استفاده خواهند کرد
[ترجمه گوگل]این حق امتیاز را از شرکای نیمه هادی خود دریافت خواهد کرد که از کانال های توزیع موجود خود برای فروش تراشه ها استفاده خواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The volume of semiconductor business was up 8% on last year after product line pruning.
[ترجمه ترگمان]حجم تجارت semiconductor در سال گذشته پس از هرس خط محصول ۸ % افزایش داشته است
[ترجمه گوگل]حجم کسب و کار نیمه هادی ها در سال گذشته پس از هرس خط تولید 8٪ بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Vitesse Semiconductor Corp is the foundry.
[ترجمه ترگمان]شرکت \"Vitesse کورپ\"، کارخونه is
[ترجمه گوگل]Vitesse Semiconductor Corp ریخته گری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Hot off the rumour mill: Cypress Semiconductor Corp is now seriously talking about Alpha.
[ترجمه ترگمان]* * * * * * * * * * *
[ترجمه گوگل]خاموش کردن شایعه Mill Cypress Semiconductor Corp در حال حاضر به طور جدی در مورد آلفا صحبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Semiconductor, software and computer companies slumped in price because of concern that earnings may not be up to snuff.
[ترجمه ترگمان]شرکت نیمههادی، نرم افزار و شرکت های کامپیوتری به دلیل نگرانی از اینکه درآمدها ممکن است برای انفیه شدن نباشند، به قیمت کاهش یافتند
[ترجمه گوگل]نیمه هادی ها، نرمافزار و شرکتهای کامپیوتری به علت نگرانی از افزایش درآمد ناشی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It is highly unlikely that semiconductor designs will be considered to be artistic works.
[ترجمه ترگمان]بسیار بعید است که طرح های نیمه هادی به عنوان آثار هنری در نظر گرفته شود
[ترجمه گوگل]بعید است که طرح های نیمه هادی به عنوان آثار هنری در نظر گرفته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He was, in fact, vice chairman of a semiconductor company when Clinton appointed him archivist.
[ترجمه ترگمان]او در واقع معاون رئیس یک شرکت نیمههادی بود که کلینتون او را archivist منصوب کرد
[ترجمه گوگل]او، در واقع، معاون رئیس شرکت نیمه هادی بود، زمانی که کلینتون او را بایگانی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نیمه هادی (اسم)
semiconductor

نیمرسانا (اسم)
semiconductor

جسم نیمه هادی (اسم)
semiconductor

تخصصی

[شیمی] نیم رسانا
[کامپیوتر] نیمه رسانا - فلزی که نه رسانا و نه عایق خوبی است، و خصوصیات رسانایی آن را به آسانی می توان دستکاری کرد. دستگاههای نیم رسانا، مانند دیودها، ترانزیستورها و مدارهای مجتمع، قطعات اساسی هستند که امکان ساخت ماشینهای الکترونیکی ارزان قیمت و کوچکی را فراهم می کنند. سیلیکان پر استفاده ترین فلز نیمه رساناست .هر اتم درون کریستال سیلیکان دارای 4 سطح بیرونی الکترون است. یک کریستال خالص سیلیکان رسانای چندان خوبی نیست، زیرا الکترونها تابع اتم هایشان هستند، به همین دلیل در آنها ناخالص به وجود می آورند. وقتی مقداری ناخالصی به ناحیه ای از سیلیکان خالص اضافه شود، نیمه رسانای نوع N به وجود می اید. به این فرایند اصطلاحاً doping می گویند. ناخالصی اضافه شده، ماده ای مانند فسفر است، که هر اتم آن 5 الکترون دارد. نتیجه ی حاصل کریستالی مانند کریستال اولیه است با این تفاوت که در این حالت تعداد کمی الکترون اضافی در اطراف هر اتم شناورند ( یک الکترون هر اتم فسفر که اضافه شده است ) . کل کریستال حاصل یک ناحیه نوع N نامیده می شود، زیرا بارهای منفی متحرک دارد. اگر هر ناخالصی فقط 3 ظرفیت الکترونی ( مانند بورون ) به کریستال سیلیکان اضافه شود، حفره هایی در ساختار کریستال به وجود می آید، زیرا الکترونهای کافی برای پر کردن فضای خالی در کریستال وجود ندارد. در واقع هر حفره ای بیانگر نبودن یک الکترون است. در این صورت، می توان گفت که حفر ها حامل بارهای مثبت متحرک هستند. ناحیه ای از نیمه رسانا که در آن حفره ها قرار دارند، ناحیه ی نیمه رسانای نوع P نام دارد. جریان الکتریکی می تواند در یک ناحیه ی نوعN حرکت داشته باشد، چنانکه گویی این ناحیه یک رساناست . در یک رسانا، جریان از الکترونهای سطح بیرونی که چندان تابع اتم هایشان نیستند، شکل می گیرد . وقتی ولتاژ منفی به سمت ناحیه N و ولتاژ مثبت به سمت دیگر آن وارد شود، الکترونهای سست ( شل ) توسط ولتاژ منفی دفع شده و توسط ولتاژ مثبت جذب می شدند. جریان الکتریکی می تواند در ناحیه ی نوع P نیز حرکت کند. اما فرایند آن کاملاً متفاوت است . اگر ولتاژ منفی به یک سمت ناحیه ی نوعP وارد شود، الکترونها دفع می شوند. با این حال ناحیه ی P دارای الکترون متحرک نیست . تنها کاری که یک الکترون میتواند انجام دهد، پریدن به داخل یکی از حفره هاست . این فرایند حفره ی جدیدی را ایجاد می کند، که محل الکترون اولیه بوده است . حفره ها به سمت ولتاژ منفی حرکت کرده و با خود بار مثبت حمل می کنند. دیود نیمه رسانا به وسیله ی اتصال یک ناحیه ی P با یک ماحیه ی N درست می شود. ترانزیستور دارای لایه ای از یک نوع نیمه رسانا میان دو لایه ی از نوع متضاد است. یک مدار مجتمع نیمه رسانا به وسیله ی قرار دادن نواحی P وN بر روی یک تراشه به وجود می آید.
[برق و الکترونیک] نیمرسانا دسته ای از مواد مانند سیلیسیم و گالیم آرسنید، که ویژگیهای الکتریکی آنها بین خواص رساناها ( مانند مس و آلومینیم ) و عایقها ( مانند شیشه وصمغ) است. ماده ای که مقاومت نسبتاً بالایی را در حالت نشان می دهد و هنگامی که شامل مقدار کمی از ناخالصیهای معینی باشد مقومت بسیار کمتری خواهد داشت. اینواژه به قطعات الکترونیکی ساخته شده از مواد نیمرسانا نیز اشاره می کند. - نیمه هادی، نیمه رسانا
[مهندسی گاز] نیمه هادی
[زمین شناسی] آشکار ساز نیمه رسانا برای پرتوزایی
[ریاضیات] نیمه هادی، نیمه رسانا
[ریاضیات] نیم هادی، نیم رسانا، نیمه هادی، نیمه رسانا

به انگلیسی

• solid material with electrical conductivity that is between that of a conductor and an insulator at normal temperatures
a semiconductor is a substance used in electronics whose ability to conduct electricity increases with greater heat.
crystalline substance whose electrical conductivity increases with an increase in temperature

پیشنهاد کاربران

نیمه فعال
نیمرسانا
semiconductor ( شیمی )
واژه مصوب: نیم‏رسانا
تعریف: مادۀ بلورینی که رسانندگی الکتریکی آن از فلزات کمتر و از عایق ها بیشتر است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما