semi routine

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• نسبتاً عادی
• ( در کاربرد عمومی ) تا حدی معمولی و برنامه ریزی شده
• ( در کاربرد پزشکی و نظامی ) روشی که معمولاً انجام می شود، اما با احتیاط و آمادگی برای موارد غیرمنتظره
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

The operation is semi - routine but still carries some risks.
این عمل جراحی نسبتاً عادی است، اما همچنان خطراتی دارد.
The military patrol was considered a semi - routine mission.
گشت نظامی یک مأموریت نیمه روتین محسوب می شد.
The procedure has become semi - routine in many hospitals.
این روش در بسیاری از بیمارستان ها به یک روش تا حدی معمولی تبدیل شده است.
Semi - routine inspections are carried out every month.
بازرسی های تا حدی معمولی هر ماه انجام می شوند.