کسی را قانع کردن یا کسی را با ایده ای موافق کردن.
این عبارت زمانی استفاده می شود که شما سعی می کنید شخصی را متقاعد کنید که یک فکر، طرح یا محصول ارزشمند و جذاب است.
مثال:
۱. We need to sell the boss on our new plan before Friday.
... [مشاهده متن کامل]
( ما باید تا قبل از جمعه رئیس را با برنامه جدیدمان قانع کنیم. )
۲. It took a while to sell her on the idea of moving to the countryside.
( مدتی طول کشید تا او را با ایده نقل مکان به روستا موافق کنیم. )
۳. He tried to sell us on the benefits of this software.
( او سعی کرد ما را با مزایای این نرم افزار قانع کند. )
این عبارت زمانی استفاده می شود که شما سعی می کنید شخصی را متقاعد کنید که یک فکر، طرح یا محصول ارزشمند و جذاب است.
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
( ما باید تا قبل از جمعه رئیس را با برنامه جدیدمان قانع کنیم. )
( مدتی طول کشید تا او را با ایده نقل مکان به روستا موافق کنیم. )
( او سعی کرد ما را با مزایای این نرم افزار قانع کند. )
کسی را درباره موضوعی متقاعد کردن
چیزی را به کسی قالب کردن
• To persuade
Commercial marketing convinces you of problems you don't have and sells you on the idea of insta - fixes
چیزی را به کسی قالب کردن