selfish

/ˈselˌfɪʃ//ˈselfɪʃ/

معنی: خود خواه، خود پرست، خود پسند
معانی دیگر: خودخواهانه، خودپسندانه

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: selfishly (adv.), selfishness (n.)
(1) تعریف: overly concerned with oneself and one's own interests, rather than those of others; self-centered.
مترادف: egocentric, egotistic, self-centered
متضاد: altruistic, magnanimous, selfless, unselfish
مشابه: avaricious, egoistic, grasping, greedy, self-indulgent, self-seeking

- She was selfish as a young woman, but having her own children brought maturity and concern for others.
[ترجمه ترگمان] او به اندازه یک زن جوان خودخواه بود، اما فرزند خود را به بلوغ رسانده بود و به دیگران اهمیت می داد
[ترجمه گوگل] او به عنوان یک زن جوان خودخواه بود، اما داشتن فرزندان خود، بلوغ و نگرانی را برای دیگران به ارمغان آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The selfish relatives fought over the money the woman left when she died.
[ترجمه ترگمان] بستگان خودخواه وقتی که زن مرد، بر روی پولی که زن از او جدا شده بود، مبارزه کردند
[ترجمه گوگل] خویشاوندان خودخواهانه بیش از پولی که زنان در هنگام مرگ جان خود را از دست دادند، جنگیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: showing, resulting from, or characterized by this sort of egotistical concern.
مترادف: egotistic, self-centered
متضاد: altruistic, magnanimous, selfless
مشابه: egocentric, egoistic, greedy, self-indulgent, uncharitable, ungenerous

- I admit that it was a selfish desire to go on this trip.
[ترجمه ترگمان] قبول دارم که این سفر، آرزوی خودخواهانه ای بود که به این سفر بره
[ترجمه گوگل] من اعتراف می کنم که تمایل خودخواهانه برای رفتن به این سفر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- It was selfish of him to keep all his winnings and not share with his brother.
[ترجمه ترگمان] این خودخواهی بود که او همه winnings را حفظ کند و با برادرش شریک نشود
[ترجمه گوگل] او خودخواه بود تا تمام برندهایش را حفظ کند و با برادرش به اشتراک نگذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a selfish act which nothing will excuse
عملی خودپسندانه که هیچ چیز آن را توجیه نمی کند

2. his intentions were selfish and carnal
منظور او خودپسندانه و شهوانی بود.

3. A man is called selfish ,not pursuing his own good ,but neglecting his neighbour's.
[ترجمه Mozhde] یک مرد خودخواه خوانده میشود، نه بخاطر اینکه به دنبال منافع خودش است؛بلکه بخاطر بی توجهی به هسایه اش.
|
[ترجمه ترگمان]یک مرد خودخواه خوانده می شود، نه به دنبال منافع خودش، بلکه چشم پوشی از همسایه خود را نادیده می گیرد
[ترجمه گوگل]مردی خودخواهانه نامیده می شود، نه به دنبال خود خویشتن است، بلکه با بی توجهی همسایه اش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She was sly, selfish, and manipulative.
[ترجمه ترگمان]او موذی و خودخواه و manipulative بود
[ترجمه گوگل]او خجالتی، خودخواه و دستکاری بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her selfish behaviour completely spoiled the evening.
[ترجمه ترگمان]رفتار خودخواهانه او آن شب را کاملا خراب کرد
[ترجمه گوگل]رفتار خودخواهانه او شب را به طور کامل خراب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. People say this is a selfish society, but frankly I've seen too much kindness, self-sacrifice and generosity to believe that.
[ترجمه ترگمان]مردم می گویند این یک جامعه خودخواه است، اما رک و راست، من خیلی محبت، فداکاری و جوانمردی دیده ام که آن را باور کنم
[ترجمه گوگل]مردم می گویند این یک جامعه خودخواهانه است، اما به رغم آن، من خیلی مهربان، خودکفایی و سخاوتمندی را باور کرده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The cause of suffering is selfish desire, whether it is the desire for pleasure, desire for revenge, or simply desire for a long life.
[ترجمه ترگمان]علت رنج، آرزوی خودخواهانه است، خواه آرزوی لذت، تمایل به انتقام، یا صرفا تمایل به زندگی طولانی باشد
[ترجمه گوگل]علت رنج، تمایل خودخواهانه است، خواه این تمایل به لذت، میل به انتقام، و یا صرفا تمایل به یک زندگی طولانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Only someone supremely selfish won't lose their self in love.
[ترجمه ترگمان]تنها کسی که بین هایت خودخواه است، خود را در عشق از دست نمی دهد
[ترجمه گوگل]تنها کسی که خودخواهی می کند عشق خود را از دست نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. You're taking a pretty selfish attitude over this, aren't you?
[ترجمه ترگمان]تو در این مورد خیلی خودخواهانه رفتار می کنی، مگه نه؟
[ترجمه گوگل]شما نسبت به این نگرش نسبتا خودخواهانه می گیرید، آیا نه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I think I've been very selfish. I've been mainly concerned with myself.
[ترجمه ترگمان]فکر می کنم خیلی خودخواه بودم من بیشتر نگران خودم بودم
[ترجمه گوگل]فکر می کنم خیلی خودخواه هستم من عمدتا به خودم مربوط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It was basically a selfish act, though no doubt a sophist would argue that it was done for the general good.
[ترجمه ترگمان]این کار اساسا یک اقدام خودخواهانه بود، هر چند بدون شک a استدلال می کرد که این کار برای عموم خوب انجام شده است
[ترجمه گوگل]این اساسا یک عمل خودخواهانه بود، هرچند بدون شک یک سوفیست استدلال می کند که این کار برای خیر عمومی انجام می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Susan and Deborah share an intensely selfish, egotistic streak.
[ترجمه ترگمان]سوزان و (دبرا)به شدت خودخواه و خودخواه هستند
[ترجمه گوگل]سوزان و دبورا به شدت خودخواهانه و خودخواهانه ای از خودباوری هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. They painted him to be indecisive, negative, and selfish.
[ترجمه ترگمان]آن ها او را نقاشی کردند که دودل، منفی و خودخواه باشد
[ترجمه گوگل]آنها او را نقاشی می کنند که بی نظیر، منفی و خودخواهانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I call his behaviour mean and selfish.
[ترجمه ترگمان]من طرز رفتار او و خودخواهانه او را می خوانم
[ترجمه گوگل]من رفتار او معنی و خودخواهانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Your sister is a selfish girl and that goes for you, too.
[ترجمه Haru] خواهر تو یک دختر خودخواه است و این شامل تو هم میشه
|
[ترجمه من] خواهرتو یه دختر خودخواه است و این در مود تو هم صدق میکنه
|
[ترجمه Aynaz] خواهر تو یک دختر خودخواه است و این در مورد تو هم صدق میکند
|
[ترجمه ...] خواهر تو یک دختر خودخواه است و این شامل تو هم میشود.
|
[ترجمه ترگمان]خواهرت یک دختر خودخواه است و این برای تو هم صدق می کند
[ترجمه گوگل]خواهر شما یک دختر خودخواه است و برای شما هم همینطور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خود خواه (صفت)
egocentric, selfish, egoistic, egotistic, self-loving

خود پرست (صفت)
selfish

خود پسند (صفت)
self-affected, selfish, self-asserting, self-assertive, self-conceited, self-opinionated

به انگلیسی

• egocentric, self-centered, concerned only with one's own self
if you are selfish, you care only about yourself, and do not want to share things with other people.

پیشنهاد کاربران

متکبر
از خود راضی
خودخواه
خود خواه٬ خود پرست
خود خواه ٫خودپسند
خود خواه. از خود راضی
خصیص
مغرور
مغرور. متکبر
مغرور
متکبر
خودپسند
از خود راضی

خودپسند, خودشیفته
خودخواه =کسی که همه چیز را برای خودش میخواهد
خودخواه
How can you be so selfish? چطور میتونی اینقدر خودخواه باشی؟
عالیه
خود بینی
A person who like all of things for him
خودخواه، خودبین

* با احترام ، این لغت در انگلیسی عموما به همین معنی مورد استفاده قرار میگیرد و برای واژگانی مثل "متکبر" و یا "مغرور" بهتر است از proud یا arrogant استفاده شود. دقت کنیم که ادم خودبین و ادم مغرور همیشه به یک معنا نیستند.
خود پسند

مغرور متکبر
خودخوآه
در ضمــن خود خوآه بآ مغرور متفآوتع: )
خودخواه ( از خود راضی
خودبین
مغرور، خود خواه
خود خواه

a person who thinks only of himself or her self
کسی که فکر میکنم همه چیز برای اونه

لایه فراموش نشه😊
When you don't think a bout the need's of others and you just want every thing for your self
خود شیفته
خودخواه🧬🧬
some people are very selfish
بعضی افراد خیلی خودخواه هستند
خودخواه ، از خود راضی ، خودپسند
خودشیفته، مغرور
خود بین،
خودمحوری
خودپسند =selfish
I have selfish people.
ترجمه : من از افراد خودبین متنفرم. 😑
خودخواه , خودپسند ، خودپرست

مغرور، خودخواه، متکبر
self loving
خودخواه👀خود پرست😑خود پسند
عاشق خود بودن خود را دوست داشتن 🧘🏻‍♀️🤍
از خود رازی
خود دوست کسی که فقط خودش را میبیند و دوست دارد و به کسی اهمیت نمی دهد
A person who thinks he is superior to everything and everyone
خود خواه خود پسند از خود راضی
مغرور
خودخواه
خودپسند
نچسب
خود شیفته
خودمحور
از خود راضی
از خود متشکر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما