self explanatory

/ˈselfɪkˈsplænəˌtɔːri//selfɪkˈsplænətr̩i/

بدیهی، آشکار، مبرهن، بی نیاز به توضیح، واضح فی نفسه، بی نیاز از توصیف
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: requiring no further explanation or elaboration; clear.
متضاد: impenetrable, incomprehensible

به انگلیسی

• something that is self-explanatory is clear and easy to understand without needing any extra information or explanation.

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهبدیهی، آشکار، مبرهن، بی نیاز به توضیح، و ...بررسی کلمهصفت ( adjective ) • : تعریف: requiring no further explanation or elaboration; clear. • متضاد: ...انگلیسی به انگلیسیsomething that is self - explanatory is clear and easy to understand without needing any extra informa ...
معنی self explanatory، مفهوم self explanatory، تعریف self explanatory، معرفی self explanatory، self explanatory چیست، self explanatory یعنی چی، self explanatory یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف s، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف s، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف s
کلمه بعدی: self expression
اشتباه تایپی: سثمب ثطحمشدشفخقغ
آوا: /سلف اخپلنتری/
عکس self explanatory : در گوگل
معنی self explanatory

پیشنهاد کاربران

Obvious
Easy to understand
روشنگر خود
خود روشنگر
توضیح دهنده و شرح دهنده درباره ی خود
خود معرف
easy to understand and not needing more explanation
easy to understand and not needing to more explanation
خود بیانگر
بدیهی , آشکار

# a self‑explanatory list of instructions
خودگویا
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما