self destruct


(به ویژه موشک و غیره) خود را منفجر کردن، خود را تباه کردن (رجوع شود به: destruct)

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: self-destructs, self-destructing, self-destructed
• : تعریف: to kill or destroy oneself or itself.

- The machine self-destructs if tampered with.
[ترجمه گوگل] دستگاه در صورت دستکاری خود تخریب می شود
[ترجمه ترگمان] اگه دستکاری کرده باشه، دستگاه خودکار از بین میره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: causing something to destroy itself.

- a self-destruct button
[ترجمه گوگل] یک دکمه خود تخریبی
[ترجمه ترگمان] یه دکمه تخریب خودکار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

دستی دستی خود را نابود کردن
دستی دستی خود را تباه کردن
دستی دستی خود را هلاک کردن
نام یک روش برای ارسال محتوای خاک بر سری ( 90 ) در تلگرام ، که اغلب افراد گوشی دومی کنار خود برای دور زدن اینکار دارن.
در خویشتن افتادن ؛ بخود حمله کردن و بد گفتن : سخت ضجر شده از فوت شدن این فرصت و درخویشتن و مردمان می افتد. ( تاریخ بیهقی ص 617 ) .
خودآسیب رسانی، خودآسیب زنی
انفجار خودکار ، نابودی خودکار ،
خود تخریبی