🔸 معادل فارسی: • خودفریبی، به خود دروغ گفتن • توهم خودخواسته، باور کاذب به چیزی که فرد می خواهد باور کند • انکار واقعیت به نفع باورهای راحت تر • فریب دادن خود ( در مقابل فریب دادن دیگران ) ... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها: "It's a form of self - delusion to believe you can succeed without putting in any effort. " این یک نوع خودفریبی است که باور کنی بدون هیچ تلاشی می توانی موفق شوی. "The company's leadership was in a state of self - delusion, ignoring the obvious signs of financial collapse. " مدیریت شرکت در وضعیت خودفریبی به سر می برد و نشانه های آشکار فروپاشی مالی را نادیده می گرفت. "She accused him of self - delusion when he claimed that their marriage was perfect despite constant fighting. " وقتی با وجود دعواهای مداوم، ادعا کرد ازدواجشان عالی است، شوهرش او را به خود فریبی متهم کرد.