seek time

جمله های نمونه

1. Myth-3: New disk drive technology that doesn't improve seek time can be dismissed as ineffective.
[ترجمه ترگمان]ابهامات - ۳: تکنولوژی محرک دیسک جدید که بهبود نمی یابد را می توان بی اثر دانست
[ترجمه گوگل]اسطوره-3 تکنولوژی جدید دیسک های دیسک که زمان جستجو را بهبود نمی بخشد، می تواند به عنوان بی اثر رد شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Current test methods for accessing Average Seek Times are based on several myths.
[ترجمه ترگمان]روش های موجود برای دستیابی به میانگین هر زمان براساس چندین افسانه هستند
[ترجمه گوگل]روش های آزمون فعلی برای دسترسی به میانگین زمان جستجو بر اساس اسطوره های مختلف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Seek time typically averages a few milliseconds and is dependent upon the drive type.
[ترجمه ترگمان]طول زمان به طور معمول متوسط چند میلی ثانیه است و به نوع رانندگی وابسته است
[ترجمه گوگل]زمان جستجو معمولا متوسط ​​چند میلی ثانیه و به نوع درایو بستگی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The reason is that HDD performance is limited by mechanical constraints such as head movement (seek time) and rotational latency.
[ترجمه ترگمان]دلیل این است که عملکرد HDD با محدودیت های مکانیکی مانند حرکت سر (به دنبال زمان)و تاخیر چرخشی محدود می شود
[ترجمه گوگل]دلیل این است که عملکرد HDD توسط محدودیت های مکانیکی مانند حرکت سر (زمان جستجو) و تاخیر چرخشی محدود می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Therefore, seek time continues to be the largest source of latency in HDDs.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، جستجو به دنبال زمان بزرگ ترین منبع کمون در HDDs است
[ترجمه گوگل]بنابراین، زمان جستجو همچنان بزرگترین منبع زمان انتظار در HDD ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The full disk seek time is 4 milliseconds for reads and 9 milliseconds for writes.
[ترجمه ترگمان]دیسک کامل به دنبال زمان ۴ میلی ثانیه برای خواندن و ۹ میلی ثانیه برای نوشتن است
[ترجمه گوگل]زمان جستجوی دیسک کامل 4 میلی ثانیه برای خواندن و 9 میلی ثانیه برای نوشتن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. After being bitten, seek time is the most important.
[ترجمه ترگمان]بعد از گزیده شدن، به دنبال زمان مهم ترین چیز است
[ترجمه گوگل]پس از خوردن، زمان جستجو، مهمترین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Disk scheduling, priority scheduling algorithm with the shortest seek time and scanning algorithms.
[ترجمه ترگمان]زمان بندی دیسک، الگوریتم زمان بندی اولویت با کوتاه ترین زمان جستجوی و الگوریتم های اسکن
[ترجمه گوگل]برنامه ریزی دیسک، الگوریتم برنامه ریزی اولویت با کمترین زمان جستجو و الگوریتم های اسکن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Selects the request with the minimum seek time from the current head position.
[ترجمه ترگمان]Selects درخواست با حداقل زمان جستجو از وضعیت سر فعلی را تایید کنید
[ترجمه گوگل]درخواست را با حداقل زمان جستجو از موقعیت سر فعلی انتخاب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Access time is the sum of seek time and rotational latency and command processing overhead.
[ترجمه ترگمان]زمان دستیابی مجموع زمان جستجوی زمان و تاخیر دوران و سربار پردازش فرمان است
[ترجمه گوگل]زمان دسترسی مجموع سری زمان جستجو و زمان تأخیر چرخشی و فرماندهی فرمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Actuator Positioning (Seek Time).
[ترجمه ترگمان]تعیین موقعیت یابی (به دنبال زمان)
[ترجمه گوگل]موقعیت عملکرد (زمان جستجو)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. That accounts for the particularly speedy data transfer and seek times you can see in the benchmarks box.
[ترجمه ترگمان]این شامل انتقال سریع اطلاعات و زمان هایی است که شما می توانید در جعبه معیارها مشاهده کنید
[ترجمه گوگل]این حساب برای انتقال اطلاعات به خصوص سریع و به دنبال زمان شما می توانید در جعبه معیار ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. OS disk scheduling demo first come first served the shortest seek time disk scheduling priority function of the disk scheduling functions.
[ترجمه ترگمان]برنامه زمانبندی سیستم عامل OS اولین بار است که برای کوتاه ترین زمان به جستجوی تابع اولویت زمانبندی مبتنی بر زمانبندی توابع برنامه ریزی دیسک کار می کند
[ترجمه گوگل]اولین نسخه آزمایشی دیسک برنامه ریزی شده برای اولین بار اولین تابع تخصیص زمان بندی دیسک برنامه ریزی زمانبندی دیسک برنامه ریزی زمانبندی دیسک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. For example, a 000 RPM drive has an average seek time of approximately 5 milliseconds for reads and 4 milliseconds for writes.
[ترجمه ترگمان]برای مثال، یک درایو ۰۰۰ به مدت متوسط حدود ۵ میلی ثانیه برای خواندن و ۴ میلی ثانیه برای نوشتن دارد
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، یک درایو 3000 ریتم به طور متوسط ​​زمان جستجو حدود 5 میلی ثانیه برای خواندن و 4 میلی ثانیه برای نوشتن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] زمان پیگردی ؛ زمان طلب؛ زمان جستجو ؛زمان پیگرد - زمان جستجو متوسط زمان صرف شده برای حرکت ( جستجو ) از یک شیار به شیار دیگر دیسک، این زمان معمولاً مضربی از 10 میلی ثانیه است.

به انگلیسی

• time required to move the disk head (computers)

معنی یا پیشنهاد شما