seedy

/ˈsiːdi//ˈsiːdi/

معنی: از کار افتاده، تخمی، تخم دار، بتخم افتاده
معانی دیگر: فرسوده، عمر خود را کرده، رو به ویرانی، مخروبه، پردانه، پرتخم، دارای تخم بسیار، رسیده (به مرحله ی تخم آوری)، به تخم نشسته، (شیشه) حبابک دار، دانه دار، مندرس

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: seedier, seediest
مشتقات: seedily (adv.), seediness (n.)
(1) تعریف: unkempt or shabby.
مترادف: grubby, ragged, shabby
مشابه: bedraggled, crummy, grungy, mangy, scruffy, sorry, threadbare, unkempt

- The seedy old man needed a wash and a shave.
[ترجمه گوگل] پیرمرد دانه دار نیاز به شستشو و اصلاح داشت
[ترجمه ترگمان] پیرمرد بیچاره احتیاج به شستن و اصلاح داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: squalid; run-down.
مترادف: grubby, shabby
متضاد: classy
مشابه: crummy, dingy, disreputable, grungy, mangy, sleazy, sordid, squalid, vile

- The elevator in the seedy hotel was out of order, and the halls were lit by single hanging light bulbs.
[ترجمه گوگل] آسانسور در هتل غلیظ از کار افتاده بود و سالن ها با یک لامپ آویزان روشن می شدند
[ترجمه ترگمان] آسانسور در هتل seedy از نظم خارج بود، و راهروها با چراغ های آویخته روشن روشن شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: containing many seeds.

- a seedy watermelon
[ترجمه گوگل] یک هندوانه دانه دار
[ترجمه ترگمان] یک هندوانه کثیف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a row of seedy houses
یک ردیف خانه های رنگ و رو رفته

2. Frank ran dodgy errands for a seedy local villain.
[ترجمه گوگل]فرانک برای یک شرور محلی بدسرپرست کارهای بد انجام داد
[ترجمه ترگمان]فرانک برای یه آدم جنایتکار، یه ماموریت بد انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The grapes are delicious but very seedy.
[ترجمه ساسان] انگور خوشمزه است اما تخم زیادی دارد.
|
[ترجمه گوگل]انگور خوشمزه است اما بسیار دانه دار است
[ترجمه ترگمان]انگور خوش مزه است اما خیلی کهنه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We were staying in a seedy hotel close to the red light district.
[ترجمه الهام اسلامی] ما در یک هتل کهنه نزدیک یک خیابان پر از کلوب های شبانه اقامت داشتیم
|
[ترجمه گوگل]ما در هتلی نزدیک به منطقه چراغ قرمز اقامت داشتیم
[ترجمه ترگمان]ما در یک هتل کهنه نزدیک به ناحیه نور قرمز اقامت داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The area has a very seedy look to it.
[ترجمه گوگل]این منطقه ظاهر بسیار خاکی دارد
[ترجمه ترگمان]این منطقه یک ظاهر کهنه و کهنه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The book includes some memorably seedy characters and scabrous descriptions.
[ترجمه گوگل]این کتاب شامل برخی از شخصیت‌های به یاد ماندنی و توصیف‌های کثیف است
[ترجمه ترگمان]این کتاب شامل تعدادی از شخصیت های seedy و scabrous است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There'd be a seedy little office somewhere with a phone number given only to those in the know.
[ترجمه گوگل]در جایی دفتر کوچکی وجود دارد که شماره تلفن آن فقط به آنهایی داده می شود که می دانند
[ترجمه ترگمان]جایی در یک دفتر کوچک و seedy وجود داشت که فقط با شماره تلفن آن ها را به آن جا داده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. And the musician himself was as seedy as his surroundings - unshaven and obviously drinking too much.
[ترجمه گوگل]و خود نوازنده به اندازه محیط اطرافش پرخاشگر بود - تراشیده نشده و آشکارا بیش از حد مشروب می‌نوشید
[ترجمه ترگمان]و این موسیقی دان که خود موسیقی دان بود، اصلاح صورت نتراشیده بود و مسلما مشروب می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Swallow looks tired and careworn and slightly seedy.
[ترجمه گوگل]پرستو خسته و فرسوده و کمی کثیف به نظر می رسد
[ترجمه ترگمان]پرستو به نظر خسته و غمگین به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We were staying in a seedy hotel in San Francisco close to the red light district.
[ترجمه گوگل]ما در هتلی در سانفرانسیسکو نزدیک به منطقه چراغ قرمز اقامت داشتیم
[ترجمه ترگمان]ما در یک هتل کهنه در سانفرانسیسکو در نزدیکی منطقه نور قرمز اقامت داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I spotted a seedy little store, pulled over when I could, and quickly hopped out.
[ترجمه گوگل]فروشگاه کوچکی را دیدم، تا جایی که می‌توانستم آن را کنار زدم و سریع بیرون آمدم
[ترجمه ترگمان]یک مغازه کوچک و seedy پیدا کردم و وقتی توانستم آن را کنار کشیدم و به سرعت از آنجا بیرون پریدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The play is set in a seedy northern beauty contest, which gives Paula the chance to use her original Mancunian accent.
[ترجمه گوگل]این نمایشنامه در یک مسابقه زیبایی در شمال می گذرد که به پائولا این شانس را می دهد که از لهجه اصلی مانکونیایی خود استفاده کند
[ترجمه ترگمان]این نمایش در یک مسابقه زیبایی در شمال شرقی قرار دارد که به او فرصت استفاده از لهجه original را می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Most of them were so seedy he began to have doubts about the efficacy of his chosen sport.
[ترجمه گوگل]بسیاری از آنها به قدری بدبین بودند که در مورد کارایی ورزش انتخابی خود تردید داشت
[ترجمه ترگمان]بسیاری از آن ها به قدری محقر بودند که نسبت به تاثیر ورزش منتخب خود تردید داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She had barely recognized their cool, urbane general manager in the seedy, vengeful man who had made such wild accusations.
[ترجمه گوگل]او به سختی مدیر کل خونسرد و شهرنشین آنها را در مرد کینه توز و انتقام جو که چنین اتهامات وحشیانه ای مطرح کرده بود، تشخیص داده بود
[ترجمه ترگمان]او به زحمت توانست مدیر کل و مودب و خشن آن ها را که چنین اتهامات وحشیانه ای را مرتکب شده بود، تشخیص دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. His only modest joy in life comes from playing trombone with a third-rate jazz band in a seedy neighborhood pub.
[ترجمه گوگل]تنها شادی متوسط ​​او در زندگی ناشی از نواختن ترومبون با یک گروه موسیقی جاز درجه سه در یک میخانه محله‌ای غمگین است
[ترجمه ترگمان]تنها شادی متوسط او در زندگی از ترومبون playing با یک گروه موسیقی جاز سوم در یک میخانه seedy است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

از کار افتاده (صفت)
obsolete, effete, down, kaput, seedy, sear, hors de combat, washed-out

تخمی (صفت)
seedy, germinal, spermatic, ovular

تخم دار (صفت)
seedy, seminiferous

به تخم افتاده (صفت)
seedy

انگلیسی به انگلیسی

• full of seeds; shabby, unkempt, disheveled; dilapidated, squalid; unwell, feeling weak or ill
a seedy person or place is untidy, shabby, and unpleasant.

پیشنهاد کاربران

1. **ظاهر دانه دار = کهنه و نامرغوب**
وقتی میوه ها خیلی می مونن، نرم و خراب می شن و پر از دانه می شن ( مثل خیار یا گوجه ی له شده ) . در انگلیسی قدیم، وقتی چیزی رو "seedy" می گفتن، یعنی شبیه چیزیه که **فاسد، مانده یا قابل خوردن نیست**.
...
[مشاهده متن کامل]

این تصویر ذهنی از چیزی که پر از دونه و رو به فساد رفته، به مرور به آدم ها و مکان ها هم تعمیم پیدا کرد.
2. **لباس یا ظاهر "seedy" = کهنه و زهواردررفته**
اگه کسی لباس های کهنه، چروک یا چرک بپوشه، ممکنه بهش بگن:
**"He looks seedy. "**
یعنی ظاهرش خراب و بی حال و مشکوکه. این معنای منفی با واژه موند.
3. **مکان های seedy = فاسد، خطرناک، بی اعتبار**
مثلاً یه متل تاریک، یه بار پر از خلافکار یا محله ای که احساس امنیت نداری، رو می گن:
**"a seedy hotel / seedy bar / seedy district"**
چون هم **ظاهرش خراب**ه، هم احتمال **رفتارهای مشکوک و غیرقانونی** توش زیاده.
- - -
### ✨ خلاصه:
واژه ی "seedy" از ظاهر دانه دارِ چیزهای فاسد ( مثل میوه های مانده ) گرفته شده و به مرور این تصویر به **ظاهر بد، وضعیت ناسالم، و در نهایت شخصیت یا مکان مشکوک** هم منتقل شده. به همین دلیل، امروز وقتی می گیم "seedy"، معمولاً منظورمون چیزیه که **هم زشت و کهنه ست، هم بی اعتماد یا مشکوک. **
1. He took me to a seedy motel on the edge of town, and I instantly regretted trusting him.
او مرا به یک متل مشکوک در حاشیه شهر برد و فوراً از اعتمادم پشیمان شدم.
2. The bar had a seedy atmosphere, filled with smoke, broken furniture, and suspicious glances.
بار فضای کثیف و مشکوکی داشت، پر از دود، مبلمان شکسته و نگاه های مشکوک.
3. After losing his job, he started hanging around with some seedy characters.
بعد از اینکه کارش را از دست داد، با آدم های مشکوکی وقت می گذراند.
4. The politician’s past was full of seedy deals and shady connections.
گذشته ی سیاستمدار پر از معاملات مشکوک و ارتباطات پنهانی بود.
5. There’s something seedy about that guy’s smile—it feels like he’s always hiding something.
لبخند آن مرد چیزی مشکوک در خود دارد—انگار همیشه چیزی را پنهان می کند.
6. The novel explores the seedy underbelly of the fashion industry, where beauty hides corruption.
این رمان به جنبه ی تاریک و فاسد دنیای مد می پردازد، جایی که زیبایی فساد را پنهان می کند.
7. He moved out of that seedy neighborhood the moment he could afford better.
به محض اینکه توانایی مالی پیدا کرد، از آن محله ی خراب و مشکوک رفت.
8. The city looks glamorous on the surface, but there’s a seedy world just beneath it.
این شهر در ظاهر مجلل است، اما دنیایی مشکوک درست زیر آن پنهان است.
9. That website feels seedy—too many ads, strange links, and fake promises.
آن وبسایت حس مشکوکی دارد—تبلیغات زیاد، لینک های عجیب و وعده های دروغین.
10. He wore a fancy suit, but his seedy behavior at the party gave him away.
او کت و شلوار شیکی پوشیده بود، اما رفتار مشکوکش در مهمانی او را لو داد.
chatgpt

✨ از مجموعه لغات GRE ✨
✍ توضیح: In a poor condition; shabby or dilapidated 🌆
🔍 مترادف: Shabby
✅ مثال: The seedy motel was far from the luxurious accommodations they expected.
محقّر
seedy - looking: کر و کثیف، بدنام
یه جا دیدم برای فحش استفاده شده بود به معنی همون شخمی
۱. تخمی ( دارای تخم و هسته مثل گیاه )
۲. تخمی ( پیس - کثیف - داغون - بدنام ) - حال بهم زن و چرک
۳. مشکوک - بدنام shady
۴. فوق العاده کسل و بی حال و خسته ناشی از کمبود خواب یا ناشی از مواد و مشروب hungover
.
🔺️Dirty. Something filthy. Someone filthy.
That is one seedy hoe!

مخروبه، فرسوده، بدحال

بپرس