seed money

/ˈsiːdˈmʌni//siːdˈmʌni/

(پولی که برای جلب سرمایه گذاران دیگر در آغاز کار سرمایه گذاری می شود) سرمایه ی آغازین، بذرمایه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: money required or provided to begin a new project.

- Her inheritance was the seed money for a new restaurant.
[ترجمه ترگمان] ارث او، پول دانه برای یک رستوران جدید بود
[ترجمه گوگل] وراث او پول بنیادی برای یک رستوران جدید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The $ 20 million is seed money, and the $ 30 million is a supplement.
[ترجمه ترگمان]۲۰ میلیون دلار پول بذر است و ۳۰ میلیون دلار یک مکمل است
[ترجمه گوگل]20 میلیون دلار پول بذر است و 30 میلیون دلار مکمل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It gives seed money and other support to local nonprofits developing permanent housing linked to health and employment services.
[ترجمه ترگمان]دولت پول بذر و دیگر حمایت از سازمان های غیرانتفاعی را در حال توسعه مسکن دائمی مرتبط با خدمات بهداشتی و استخدام می دهد
[ترجمه گوگل]این پول بذر و سایر کمک های غیر انتفاعی محلی را به منظور ایجاد مسکن دائمی مرتبط با خدمات بهداشتی و اشتغال می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They're out looking for seed money and a board now with a deadline of December.
[ترجمه ترگمان]آن ها در جستجوی پول دانه و تخته ای در حال حاضر با مهلت دسامبر هستند
[ترجمه گوگل]آنها از ماه دسامبر به دنبال پول بذر و هیئت مدیره هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This gold will be the seed money for my empire.
[ترجمه ترگمان]این طلا بذر seed برای امپراطوری من خواهد بود
[ترجمه گوگل]این طلا پول بنیادی برای امپراتوری من خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. What are the advantages and disadvantages of pursuing seed money?
[ترجمه ترگمان]مزایا و معایب پی گیری پول بذر چیست؟
[ترجمه گوگل]مزایا و معایب دنبال کردن پول بذر چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They also gave seed money to entrepreneurs.
[ترجمه ترگمان]آن ها همچنین به کارآفرینان پول دادند
[ترجمه گوگل]آنها همچنین به کارآفرینان پول می دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This was seed money to leverage private and state contributions.
[ترجمه ترگمان]این مساله پول بذر برای بهره برداری از مشارکت های دولتی و دولتی بود
[ترجمه گوگل]این پول بنیادی بود تا بتواند از مشارکت خصوصی و دولتی استفاده کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Seed Money School-to-work initiatives can not get started without an initial infusion of flexible seed money.
[ترجمه ترگمان]طرح های مربوط به مدرسه دانه را نمی توان بدون تزریق اولیه پول بذر انعطاف پذیر شروع کرد
[ترجمه گوگل]ابتکارات مدرسه برای کار با دانه های گیاهی نمی تواند بدون تزریق اولیه از پول بنیادی انعطاف پذیر آغاز شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Most people who are broke are practicing the scarcity principle, not the seed money principle.
[ترجمه ترگمان]بیشتر افرادی که شکست می خورند اصل کمیابی را تمرین می کنند، نه اصل پول بذر
[ترجمه گوگل]اکثر افرادی که شکست خورده اند، اصل اصل کمبود را تمرین می کنند، نه اصل پول بذر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• (british) money required or provided to enable the development and set up of a business venture or new project; initial funds provided by venture capitalist to finance a new business (finance)

پیشنهاد کاربران

سرمایه أولیه در سرمایه گذاری
سرمایه ی مرحله ی کشت ایده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما