با دید تازه/جدید دیدن، از زاویه ای متفاوت نگاه کردن یا درک کردن به شیوه ای نو و اغلب مثبت تر
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بعد از حرف زدن باهاش، با دید تازه ای بهش نگاه کردم ( مثلاً فهمیدم آدم خوبیه و قبلاً اشتباه قضاوت کرده بودم ) .
وقتی از مشکلاتش باخبر شدم، مسئله رو از زاویه جدیدی دیدم / بهتر درک کردم.
وقتی خودت پدر/مادر می شی، والدینت رو با دید تازه ای می بینی ( درک می کنی چرا بعضی کارها رو می کردن ) .