🔸 معادل فارسی:
خطر . . . را پیش بینی کردن | احتمال . . . را دادن | خطر . . . را تشخیص دادن | بیم . . . را داشتن | امکان . . . را جدی دانستن
🔸 مثال ها:
• Analysts see risk of a recession next year.
... [مشاهده متن کامل]
تحلیلگران خطر رکود در سال آینده را پیش بینی می کنند.
• The government sees risk of further unrest.
دولت خطر ناآرامی های بیشتر را می بیند.
• Investors see risk of a market correction.
سرمایه گذاران احتمال وقوع یک اصلاح در بازار را می بینند.
• Police see risk of clashes during the protest.
پلیس خطر درگیری در طول اعتراض را پیش بینی می کند.
• Economists see risk of rising inflation.
اقتصاددانان خطر افزایش تورم را می بینند.
خطر . . . را پیش بینی کردن | احتمال . . . را دادن | خطر . . . را تشخیص دادن | بیم . . . را داشتن | امکان . . . را جدی دانستن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
تحلیلگران خطر رکود در سال آینده را پیش بینی می کنند.
دولت خطر ناآرامی های بیشتر را می بیند.
سرمایه گذاران احتمال وقوع یک اصلاح در بازار را می بینند.
پلیس خطر درگیری در طول اعتراض را پیش بینی می کند.
اقتصاددانان خطر افزایش تورم را می بینند.