جدا کردن یا مسدود کردن از: بستن، محدود کردن یا جدا کردن یک منطقه، شخص یا چیز از دسترسی یا تعامل با دیگران به منظور حفاظت، امنیت یا کنترل.
... [مشاهده متن کامل]
ممکن است به معنای جدایی عاطفی یا فیزیکی باشد، ایجاد مرزی برای محافظت از خود یا چیزی در برابر تأثیرات بیرونی.
مترادف؛ Block off, shut off, isolate, barricade, enclose
مثال؛
حتی در قلبم هم با اونها قطع رابطه کردم ( دیگه حتی اجازه نمیدادم تو قلبم هم به یادشون باشم )
ممانعت از ورود یا انجام فعلی به جایی
Police sealed the building off from the public while the investigation took place