scurvy

/ˈskɜːrvi//ˈskɜːvi/

معنی: کمبود ویتامین س، پوشیده از شوره، پست، منفور
معانی دیگر: (پزشکی) اسکوربوت، بیماری ناشی از کمبود ویتامین ث، کمبود ویتامین c
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a potentially fatal disorder caused by a lack of vitamin C in one's diet, usu. accompanied initially by weakness and bleeding gums.

- More sailors died of scurvy on the voyage than died in battle.
[ترجمه A.A] بیشتر سربازان نیروی دریائی از کمبود ویتامین س در سفر دریائی مردند تا اینکه در جنگ بمیرند
|
[ترجمه گوگل] تعداد ملوانانی که در این سفر بر اثر اسکوربوت جان خود را از دست دادند، بیشتر از مردگان در جنگ بود
[ترجمه ترگمان] ملوانان بیشتری در طول سفر از scurvy می مردند و در نبرد کشته شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The seamen were supplied with citrus juice so that scurvy could be prevented.
[ترجمه گوگل] به دریانوردان آب مرکبات داده شد تا از اسکوربوت جلوگیری شود
[ترجمه ترگمان] ملاحان آن عصاره مرکبات را تامین می کردند تا از scurvy جلوگیری شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
حالات: scurvier, scurviest
مشتقات: scurviness (n.)
• : تعریف: of a person or animal, vile, contemptible, or worthless.
مشابه: ignoble, ignominious, pitiful

- That scurvy rogue held up the coach and robbed the passengers.
[ترجمه گوگل] آن سرکش اسکوروی مربی را نگه داشت و مسافران را دزدی کرد
[ترجمه ترگمان] آن رذل کثیف کالسکه را بالا گرفت و مسافران را غارت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Why do you keep that scurvy dog in the house?
[ترجمه گوگل] چرا اون سگ اسکوربوت رو تو خونه نگه میداری؟
[ترجمه ترگمان] چرا آن سگ کثیف را در خانه نگه می داری؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. He's a scurvy wretch.
[ترجمه گوگل]او یک بدبخت اسکوربوت است
[ترجمه ترگمان]او یک بی نوا پست فطرت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That was a scurvy trick to play on an old lady.
[ترجمه گوگل]این یک ترفند اسکوروی برای بازی با یک خانم مسن بود
[ترجمه ترگمان]این یک حقه قدیمی بود که بر روی یک پیرزن نقش بازی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Vitamin C deficiency can ultimately lead to scurvy.
[ترجمه گوگل]کمبود ویتامین C در نهایت می تواند منجر به اسکوربوت شود
[ترجمه ترگمان]کمبود ویتامین C در نهایت می تواند منجر به scurvy شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The worst symptoms of scurvy were under control, although the fatigue and bruising persisted.
[ترجمه گوگل]بدترین علائم اسکوربوت تحت کنترل بود، اگرچه خستگی و کبودی همچنان ادامه داشت
[ترجمه ترگمان]با این که خستگی و کبودی همچنان باقی مانده بود، بدترین علایم حیاتیش تحت کنترل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. And scurvy all the while whittled away at the crew, killing six to ten men every day.
[ترجمه گوگل]و اسکوربوت در تمام مدت خدمه را از بین برد و هر روز شش تا ده مرد را کشت
[ترجمه ترگمان]در حالی که هر روز شش تا ده نفر را می کشتند و هر روز شش نفر را می کشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Ferns poured out of a window; scurvy grass lay rotting by the wail.
[ترجمه گوگل]سرخس ها از پنجره بیرون ریختند علف های اسکوربوت در اثر ناله دراز می کشیدند
[ترجمه ترگمان]سرخس ها از پنجره بیرون ریخته بودند؛ علف ها در حال پوسیدن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Happily there were no reports of scurvy, beri beri or other ailments caused by malnutrition!
[ترجمه گوگل]خوشبختانه هیچ گزارشی از اسکوربوت، بری بری یا سایر بیماری های ناشی از سوء تغذیه وجود نداشت!
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه هیچ گزارشی از scurvy، beri beri یا بیماری های دیگر ناشی از سو تغذیه وجود نداشت!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Now, however, the combined effects of scurvy, anemia and exhaustion kept him asleep twenty hours out of the day.
[ترجمه گوگل]اما اکنون، اثرات ترکیبی اسکوربوت، کم خونی و خستگی او را بیست ساعت از شبانه روز به خواب می برد
[ترجمه ترگمان]با این حال، اکنون اثرات ترکیبی بیماری scurvy، کم خونی و خستگی روزانه بیست ساعت از روز به خواب رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Vitamin C, found in citrus fruits, prevents scurvy.
[ترجمه گوگل]ویتامین C موجود در مرکبات از اسکوربوت جلوگیری می کند
[ترجمه ترگمان]ویتامین C که در مرکبات یافت می شود، از scurvy جلوگیری می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It's called scurvy grass. It has a horseradish tone.
[ترجمه گوگل]به آن علف اسکوروی می گویند تن ترب دارد
[ترجمه ترگمان]بهش میگن علف شوره این لحن horseradish داره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A disease, as scurvy, beriberi, or pellagra, caused by deficiency of one or more essential vitamins.
[ترجمه گوگل]بیماری مانند اسکوربوت، بری بری یا پلاگرا که در اثر کمبود یک یا چند ویتامین ضروری ایجاد می شود
[ترجمه ترگمان]یک بیماری، به عنوان scurvy، beriberi، یا pellagra، ناشی از کمبود یک یا چند ویتامین ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Iron deficiency anemia, scurvy, beriberi, and pellagra are examples of injury caused by deficits in specific vitamins or minerals.
[ترجمه گوگل]کم خونی فقر آهن، اسکوربوت، بری بری و پلاگر نمونه هایی از آسیب های ناشی از کمبود ویتامین ها یا مواد معدنی خاص هستند
[ترجمه ترگمان]کم خونی کمبود آهن، scurvy، beriberi و pellagra نمونه هایی از آسیب ناشی از نقص در ویتامین های خاص یا مواد معدنی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. No fear of scurvy or ship fever this voyage.
[ترجمه گوگل]بدون ترس از اسکوربوت یا تب کشتی در این سفر
[ترجمه ترگمان]در این سفر هیچ ترسی از ویتامین یا کشتی در این سفر وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. That is a scurvy trick to play on an old lady.
[ترجمه گوگل]این یک ترفند اسکوربوت برای بازی با یک خانم مسن است
[ترجمه ترگمان]این حقه کثیفی است که باید روی یک پیرزن بازی کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کمبود ویتامین س (اسم)
scurvy

پوشیده از شوره (صفت)
scurvy

پست (صفت)
humble, abject, base, ignoble, vile, poor, mean, contemptible, despicable, inferior, lowly, slight, small, little, subservient, base-born, brutish, infamous, villainous, vulgar, caddish, shoddy, bathetic, pimping, low, brummagem, cheap, menial, lousy, currish, sordid, dishonorable, runty, servile, footy, wretched, poky, hokey-pokey, lowborn, ungenerous, lowbred, low-level, shabby, picayune, pint-size, pint-sized, scurvy, snippy, third-rate

منفور (صفت)
abominable, hated, unpopular, loathed, obnoxious, outcast, cussed, loathsome, ungracious, scurvy

به انگلیسی

• (medicine) disease resulting from a vitamin c deficiency (characterized by bleeding gums, weakness, and anemia)
mean, rascally, despicable

پیشنهاد کاربران


adjective

ARCHAIC

worthless or contemptible
پست و بی ارزش و به درد نخور
A daily intake of 20 mg of vitamin C is known to be sufficient in most cases to ward off scurvy
. . . برای پیشگیری از اسکوربیت مصرف روزانه ۲۰ میلی گرم ویتامین C کفایت میکنه
بیماری اِسکِروی یک بیماری ناشی از کمبود ویتامین ث در رژیم غذایی است.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما