sculptural

/ˈskəlpt͡ʃərəl//ˈskʌlpt͡ʃərəl/

معنی: تندیسی، مجسمهای
معانی دیگر: مجسمه ای، تندیسی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. the sculptural quality that inhabits some of his paintings
ویژگی تندیس مانندی که در برخی از نقاشی های او وجود دارد

2. He enjoyed working with clay as a sculptural form.
[ترجمه گوگل]او از کار با خاک رس به عنوان یک فرم مجسمه سازی لذت می برد
[ترجمه ترگمان]از کار کردن با خاک رس به عنوان یک شکل مجسمه سازی لذت می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The early series deal with the sculptural property of moving water in studio set-ups.
[ترجمه گوگل]سری اولیه به ویژگی مجسمه‌سازی حرکت آب در استودیو می‌پردازد
[ترجمه ترگمان]سری اول با ویژگی مجسمه سازی آب در حال حرکت در مجموعه استودیو سروکار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His latest sculptural indictments are on view at Josh Baer until 17 October.
[ترجمه گوگل]آخرین کیفرخواست‌های مجسمه‌سازی او تا 17 اکتبر در جاش بائر قابل مشاهده است
[ترجمه ترگمان]آخرین indictments در زمینه مجسمه سازی تا ۱۷ اکتبر در جاش Baer دیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It included academic studies, theatrical studies, caryatids, sculptural heads, nudes, portraits, studies for paintings.
[ترجمه گوگل]این شامل مطالعات آکادمیک، مطالعات نمایشی، کاریاتیدها، سرهای مجسمه سازی، برهنه ها، پرتره ها، مطالعات نقاشی بود
[ترجمه ترگمان]این رشته شامل مطالعات آکادمیک، مطالعات تئاتری، caryatids، سره ای مجسمه سازی، برهنه شدن، پرتره، و مطالعات برای نقاشی ها می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. By association, then, sculptural adornment so popular under art nouveau was rendered obsolete.
[ترجمه گوگل]بنابراین، با تداعی، تزئینات مجسمه‌سازی که در هنر نو بسیار رایج بود، منسوخ شد
[ترجمه ترگمان]پس از آن، زیور آلات و مجسمه ای که تحت nouveau هنر رواج پیدا کرده بود منسوخ شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The sculptural decoration here is very rich in figures and picture carving.
[ترجمه گوگل]تزیینات مجسمه سازی در اینجا از نظر نقش و نگار بسیار غنی است
[ترجمه ترگمان]تزیین sculptural در اینجا بسیار غنی از اشکال و حکاکی تصویر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. His sculptural arts flew his own colors.
[ترجمه گوگل]هنرهای مجسمه سازی او رنگ های خاص خود را نشان می داد
[ترجمه ترگمان]هنر sculptural به رنگ های خودش پرواز می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Its collection includes glassworks, and large sculptural cabinets made of acrylic, aluminum and tropical wood.
[ترجمه گوگل]مجموعه آن شامل کارگاه های شیشه ای و کابینت های مجسمه سازی بزرگ ساخته شده از چوب اکریلیک، آلومینیوم و استوایی است
[ترجمه ترگمان]مجموعه آن شامل glassworks، و قفسه های بزرگ مجسمه ساخته شده از اکریلیک، آلومینیوم و چوب استوایی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The shaped sculptural model should abstain from sunlight or fire, the right desiccative way for the shaped model is air desiccation. After being inside out desiccated.
[ترجمه گوگل]مدل تندیس شکل دار باید از نور خورشید یا آتش دوری کند، راه خشکی مناسب برای مدل شکل دار، خشک شدن هوا است پس از اینکه از داخل خشک شد
[ترجمه ترگمان]مدل sculptural شکل باید از نور خورشید یا آتش پرهیز کند، روش درست desiccative برای مدل شکل، desiccation هوا است بعد از اینکه در حال خشک شدن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The sculptural "haute couture" pieces enchant and enthrall with its ingenious construction and tactile allure of porcelain.
[ترجمه گوگل]قطعات مجسمه‌سازی "هوت کوتور" با ساختار مبتکرانه و جذابیت لمسی چینی خود مسحور و مجذوب خود می‌شوند
[ترجمه ترگمان]سبک مجسمه سازی مجسمه سازی، pieces را به جا می گذارد و شیفته ساخت مبتکرانه آن و گیرایی ملموسی از چینی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It displays the extraordinary virtuosity which this scheme encourages, but has at the same time great sculptural power.
[ترجمه گوگل]این طرح مهارت فوق‌العاده‌ای را نشان می‌دهد که این طرح تشویق می‌کند، اما در عین حال قدرت مجسمه‌سازی زیادی دارد
[ترجمه ترگمان]آن مهارت فوق العاده ای را که این طرح به آن تشویق می کند، به نمایش می گذارد، اما در عین حال قدرت مجسمه ای عظیم دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. These beautiful evergreen trees catch the sun and produce wonderful sculptural forms.
[ترجمه گوگل]این درختان همیشه سبز زیبا خورشید را می گیرند و فرم های مجسمه ای شگفت انگیزی تولید می کنند
[ترجمه ترگمان]این درختان همیشه سبز زیبا به خورشید می رسند و فرم های مجسمه سازی شگفت انگیزی را تولید می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The Romans did not try to compete in the sculptural and decorative field.
[ترجمه گوگل]رومی ها تلاشی برای رقابت در زمینه مجسمه سازی و تزئینی نداشتند
[ترجمه ترگمان]رومیان سعی نکردند در زمینه مجسمه سازی و تزیینی رقابت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تندیسی (صفت)
statuary, sculptural

مجسمه ای (صفت)
sculptural

به انگلیسی

• pertaining to sculpture, pertaining to the art of creating three-dimensional works

معنی یا پیشنهاد شما