scullery

/ˈskʌləri//ˈskʌləri/

معنی: شربت خانه، جای شستن ظروف کثیف اشپزخانه
معانی دیگر: (در خانه های بزرگ) اتاق کنار آشپزخانه (ویژه ی شستن و نگهداری دیگ و ظرف و تهیه ی مقدمات آشپزی)، اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن ظروف وکارد وچنگال
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: sculleries
• : تعریف: a room adjoining a kitchen, or a part of a pantry, where dishes and utensils are cleaned and stored, or preliminary food preparation is done.

جمله های نمونه

1. a scullery maid
کلفت دیگ شور،کلفت آشپزخانه

2. The kitchen and scullery had been swept and tidied up, and all the beds made.
[ترجمه گوگل]آشپزخانه و وسایل آشپزی جارو و مرتب شده بودند و همه تخت ها مرتب شده بودند
[ترجمه ترگمان]آشپزخانه و آشپزخانه را مرتب کرده و همه رختخواب ها مرتب شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I was in the scullery washing mud off my shoes, still as I listened.
[ترجمه گوگل]من هنوز در حال گوش دادن به گل و لای کفش هایم بودم
[ترجمه ترگمان]همان طور که گوش می دادم، در ظرف scullery بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He paced up and down between the scullery and the living-room as if on the deck of a ship.
[ترجمه گوگل]او طوری بالا و پایین می رفت که انگار روی عرشه کشتی بود
[ترجمه ترگمان]در اتاق نشیمن و اتاق نشیمن طوری قدم می زد که انگار روی عرشه یک کشتی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Jimmy popped into the scullery then to turn the mutton chops in the pan in the gas oven.
[ترجمه گوگل]جیمی داخل ماهیتابه ریخت تا گوشت گوسفند را در تابه در فر گازی بچرخاند
[ترجمه ترگمان]جیمی به آشپزخانه رفت و گوشت گوسفند را در ماهی تابه ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She rushed into the scullery and fetched some water.
[ترجمه گوگل]با عجله به داخل قایق رفت و مقداری آب آورد
[ترجمه ترگمان]به آشپزخانه دوید و مقداری آب آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There's a wide door between kitchen and scullery which is usually left propped open.
[ترجمه گوگل]یک در عریض بین آشپزخانه و ظروف وجود دارد که معمولاً باز گذاشته می شود
[ترجمه ترگمان]یک در عریض بین آشپزخانه و scullery که معمولا باز می ماند وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This room leads into the scullery where there's an open range.
[ترجمه گوگل]این اتاق به اسکله منتهی می شود که در آن محدوده ای باز وجود دارد
[ترجمه ترگمان]این اتاق به scullery که در آن بازه باز قرار دارد، منتهی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In the scullery I found a note propped against a milk carton on the draining-board.
[ترجمه گوگل]در قیچی یادداشتی پیدا کردم که روی یک کارتن شیر روی تخته تخلیه قرار داشت
[ترجمه ترگمان]در آبدارخانه، نامه ای را که روی جعبه شیر خشک شده بود، پیدا کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I went back into the scullery and opened the adjoining door to the front room.
[ترجمه گوگل]برگشتم داخل اتاقک و در مجاور اتاق جلویی را باز کردم
[ترجمه ترگمان]به آشپزخانه برگشتم و در اتاق مجاور را باز کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Each house had two rooms and scullery on the ground floor and two bedrooms on each of the upper storeys.
[ترجمه گوگل]هر خانه در طبقه همکف دو اتاق و دو اتاق خواب و در هر یک از طبقات بالا دو اتاق خواب داشت
[ترجمه ترگمان]هر خانه دو اتاق داشت و در طبقه همکف دو اتاق خواب داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He banged about in the scullery, hunting for wire.
[ترجمه گوگل]او به دنبال سیم بود
[ترجمه ترگمان]او در ظرف scullery در حال شکار بود و به دنبال میکروفون می گشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Peari, the old scullery maid, is coming from the market, her basket laden with vegetables, wading through the slush and drenched with the rain.
[ترجمه گوگل]پیری، خدمتکار قیچی پیر، با سبد پر از سبزیجات، در میان لجنزارها و خیس از باران خیس شده از بازار می آید
[ترجمه ترگمان]Peari، خدمتکار old که از بازار می آمد، زنبیل پر از سبزیجات در میان گل و لای در میان گل و لای و لای باران، از مغازه بیرون می آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Let's say for the sake of argument it was the scullery window.
[ترجمه گوگل]بیایید برای استدلال بگوییم که آن پنجره ی قیچی بود
[ترجمه ترگمان]بیا فرض کنیم که این پنجره آشپزخانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He walked along the small passage leading to the kitchen, then padded beyond it into the scullery before pressing a light-switch.
[ترجمه گوگل]او در امتداد گذرگاه کوچکی که به آشپزخانه منتهی می‌شد قدم زد، سپس قبل از فشار دادن کلید چراغ، آن‌سوی آن را به داخل اتاقک گذاشت
[ترجمه ترگمان]او در راهروی کوچکی که به آشپزخانه منتهی می شد رفت و بعد از آن به سمت آشپزخانه رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

شربت خانه (اسم)
pantry, scullery

جای شستن ظروف کثیف اشپزخانه (اسم)
scullery

به انگلیسی

• area or room for washing dishes and performing messy tasks (british)
a scullery is a small room next to a kitchen where washing is done; an old-fashioned word.

پیشنهاد کاربران

قسمت ظرفشویی
آبدارخانه
ظرفشوی خانه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما