scruffy

/ˈskrəfi//ˈskrʌfi/

معنی: ناهنجار، ژولیده، ناسترده
معانی دیگر: کثیف، درهم ریخته، نامرتب
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: scruffier, scruffiest
• : تعریف: ragged-looking or untidy.
متضاد: dapper, natty, tidy
مشابه: shabby

جمله های نمونه

1. Despite her scruffy clothes, there was an air of sophistication about her.
[ترجمه A.A] با وجود لباسهای نامرتبش هوای دلفریبی دراطرافش بود
|
[ترجمه گوگل]علیرغم لباس های ژولیده اش، هوای پیچیدگی در او وجود داشت
[ترجمه ترگمان]با وجود لباس های scruffy، تصویر واضحی در این مورد وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's rather old and scruffy, but who cares?
[ترجمه A.A] این نسبتا قدیمی و نامرتب است ولی کی اهمیت میده؟
|
[ترجمه گوگل]نسبتاً قدیمی و درهم و برهم است، اما چه کسی اهمیت می دهد؟
[ترجمه ترگمان]خیلی کهنه و scruffy، اما کی اهمیت میده؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They live in a rather scruffy part of town.
[ترجمه Reza] آن ها در یک بخش نسبتاً کثیف شهر زنگ می کنند.
|
[ترجمه گوگل]آنها در یک بخش نسبتاً شلوغ شهر زندگی می کنند
[ترجمه ترگمان]آن ها در یک بخش نسبتا شلخته در شهر زندگی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His scruffy appearance does not reflect his character.
[ترجمه A.A] ظاهر ژولیده اش شخصیت او را نشون نمیده ( ظاهرش ، باطنش را نشون نمیده )
|
[ترجمه گوگل]ظاهر ژولیده او نشان دهنده شخصیت او نیست
[ترجمه ترگمان]ظاهر scruffy او بازتاب شخصیت او نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He had a scruffy old teddy bear which went by the name of Augustus.
[ترجمه گوگل]او یک خرس عروسکی پیر ژولیده داشت که نامش آگوستوس بود
[ترجمه ترگمان]او یک خرس عروسکی قدیمی scruffy داشت که به نام آوگوستوس ساخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Photographs show him wearing the scruffy T-shirt and jeans that were the student's uniform of the time.
[ترجمه گوگل]عکس‌ها نشان می‌دهند که او تی‌شرت ژولیده و شلوار جین را پوشیده است که یونیفرم آن زمان دانشجو بود
[ترجمه ترگمان]عکس ها او را نشان می دهند که تی شرت و شلوار جین می پوشیدند که یونیفرم دانش آموزان زمان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They looked askance at our scruffy clothes.
[ترجمه گوگل]آنها با کج به لباس های ژولیده ما نگاه کردند
[ترجمه ترگمان]آن ها از گوشه چشم به لباس های کهنه our نگاه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The town is scruffy and unappealing.
[ترجمه گوگل]شهر شلوغ و غیر جذاب است
[ترجمه ترگمان]این شهر scruffy و unappealing است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She was wearing a scruffy pair of jeans.
[ترجمه گوگل]یک شلوار جین ژولیده پوشیده بود
[ترجمه ترگمان]او یک شلوار جین پوشیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The porter put our scruffy rain-sodden luggage on a trolley.
[ترجمه گوگل]باربر چمدان های ژولیده ما را که از باران غرق شده بود روی یک چرخ دستی گذاشت
[ترجمه ترگمان]دربان بار دیگر بار rain را روی چرخ دستی گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A scruffy little kid aged between 12 and 14 came in and tried to steal the charity box from the counter.
[ترجمه گوگل]یک بچه ژولیده 12 تا 14 ساله وارد شد و سعی کرد صندوق صدقه را از پیشخوان بدزدد
[ترجمه ترگمان]یک بچه کوچک scruffy بین ۱۲ تا ۱۴ سالگی وارد شد و سعی کرد که جعبه خیریه را از روی پیشخوان بدزدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Students who are rude and scruffy give the school a bad name.
[ترجمه گوگل]دانش آموزانی که بداخلاق و بی ادب هستند نام بدی به مدرسه می دهند
[ترجمه ترگمان]دانش آموزانی که بی ادب و scruffy هستند، مدرسه را بدنام می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Their conversation stops abruptly when a scruffy man approaches the cash register, pulls out a gun and demands all the money.
[ترجمه گوگل]گفتگوی آنها ناگهان متوقف می شود که مردی ژولیده به صندوق پول نزدیک می شود، اسلحه ای را بیرون می آورد و تمام پول را می خواهد
[ترجمه ترگمان]صحبت آن ها به طور ناگهانی قطع می شود که یک فرد scruffy به صندوق پول نزدیک می شود، یک تفنگ بیرون می اورد و همه پول را طلب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. While Mr Clarke revels in his scruffy image, Mr Portillo is a dapper dresser.
[ترجمه گوگل]در حالی که آقای کلارک از چهره ژولیده خود لذت می برد، آقای پورتیلو یک کمد لباس است
[ترجمه ترگمان]در حالی که آقای کلارک در تصویر scruffy خود تعریف می کند، آقای Portillo یک کمد dapper است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. She's wearing that scruffy old sweater again.
[ترجمه گوگل]او دوباره آن ژاکت قدیمی ژولیده را پوشیده است
[ترجمه ترگمان]او دوباره آن پلیور کهنه را پوشیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ناهنجار (صفت)
abnormal, malformed, raucous, dissonant, rough, maladaptive, abnormous, coarse, incult, maladroit, backhand, lumpy, unkempt, scruffy, cacophonous, gruff, incondite, inelegant, uncouth, surly

ژولیده (صفت)
confused, dazed, bewildered, embarrassed, bemused, unkempt, disheveled, scruffy, tangled, slovenly, shaggy, entangled, sloven, uncouth, tangly

ناسترده (صفت)
unkempt, scruffy, uncouth

به انگلیسی

• dirty, unkempt, disheveled (slang)
someone or something that is scruffy is dirty and untidy.

پیشنهاد کاربران

شلخته
My scruff unsavory son پسر بی عرضه ی من
ژولی پولی
کثیف, ژولیده پولیده
ژولیده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما