🔸 معادل فارسی:
• پول، اسکناس، سرمایه
• در زبان محاوره ی فارسی: پول، فُلوس، پشک، خایه ( عامیانه ) ، سرمایه
🔸 مثال ها:
• I need to get some scrilla before the weekend.
قبل از آخر هفته باید یه مقداری پول به هم بزنم.
... [مشاهده متن کامل]
• All these fancy clothes cost serious scrilla.
همه ی این لباس های فشن حسابی پول برده ن.
• He's a scrilla monger; he'd do anything for a dollar.
او یه پول پرسته؛ برای یه دلار هر کاری می کنه .
• I thought I had scrilla, but my wallet's empty.
فکر کردم پول دارم، ولی کیف پولم خالیه.
• پول، اسکناس، سرمایه
• در زبان محاوره ی فارسی: پول، فُلوس، پشک، خایه ( عامیانه ) ، سرمایه
🔸 مثال ها:
قبل از آخر هفته باید یه مقداری پول به هم بزنم.
... [مشاهده متن کامل]
همه ی این لباس های فشن حسابی پول برده ن.
او یه پول پرسته؛ برای یه دلار هر کاری می کنه .
فکر کردم پول دارم، ولی کیف پولم خالیه.