scribing

تخصصی

[برق و الکترونیک] حکاکی فرایند کشیدن خطوطی روی پولک نیمرسانا . در مراحل بعدی پولک با اعمال فشار، در امتداد این خطوط می شکند تا تراشه هایی با ابعاد مناسب برای قطعات نیمرسانا و مدارهای مجتمع تولیدشود. - نشان گذاری، خط کشی ( با الماس )

پیشنهاد کاربران

1. write.
"he scribed a note that he passed to Dan"
2. mark with a pointed instrument.
"mark the position of the lock body on the door edge, then scribe a centre mark"