screwball

/ˈskruːˌbɒl//ˈskruːbɔːl/

معنی: خیره سری، ابله، خیره سر، ادم بوالهوس، ادم عجیب غریب
معانی دیگر: (بیس بال) گوی پرتاب شده که به راست یا چپ انحنا دارد، پرتاب کجرو

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: (slang) a person considered eccentric or irrational.
مشابه: eccentric

(2) تعریف: a baseball pitch that curves toward the side of the plate corresponding to the arm used to pitch it, opposite the motion of a normal curve ball.
صفت ( adjective )
• : تعریف: (slang) eccentric; irrational.
مشابه: fantastic, oddball

- his screwball methods
[ترجمه گوگل] روش های اسکروبال او
[ترجمه ترگمان] روش های his
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. That guy's a complete screwball.
[ترجمه گوگل]آن پسر یک گول پیچی کامل است
[ترجمه ترگمان]این یارو کاملا خل و چله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They want to make screwball romantic comedies but they wind up producing sitcoms that look lost without a laugh track.
[ترجمه گوگل]آن‌ها می‌خواهند کمدی‌های عاشقانه بسازند، اما کمدی‌های کمدی تولید می‌کنند که بدون آهنگ خنده گمشده به نظر می‌رسند
[ترجمه ترگمان]آن ها می خواهند کمدی رومانتیکی بسازند، اما آن ها تولید کمدی های خنده دار را متوقف می کنند که بدون خنده از دست رفته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He is a bluffer, and a screwball, a kind of freak.
[ترجمه گوگل]او یک بلوفر است، و یک اسکروبال، یک جور عجیب و غریب
[ترجمه ترگمان]اون یه bluffer و یه آدم عجیب غریب و یه جورایی خل و چل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I never knew what a screwball be is until I met him.
[ترجمه گوگل]تا زمانی که او را ملاقات نکردم، هرگز نمی دانستم که گول پیچی چیست
[ترجمه ترگمان]تا قبل از اینکه با او آشنا شوم، هیچ وقت نفهمیدم a چقدر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The girl was a bit crazy, a real screwball, and one of the other salesmen persuaded her to tell her boy friend she was pregnant as an April Fool joke.
[ترجمه گوگل]دختر کمی دیوانه بود، یک گول پیچ واقعی، و یکی از فروشندگان دیگر او را متقاعد کرد که به دوست پسرش که باردار است، به عنوان یک شوخی اول آوریل، او را متقاعد کرد
[ترجمه ترگمان]دختر کمی خل بود، یک خل و چل بود و یکی از فروشندگان دیگر او را متقاعد کرده بود که به دوست پسرش بگوید که او مثل یک جوک احمقانه اپریل حامله است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He starred in family-friendly and screwball comedies before achieving notable success as a dramatic actor in Philadelphia and Forrest Gump.
[ترجمه گوگل]او قبل از اینکه به عنوان یک بازیگر دراماتیک در فیلادلفیا و فارست گامپ به موفقیت قابل توجهی دست یابد، در کمدی های خانوادگی و اسکروبال بازی کرد
[ترجمه ترگمان]او قبل از به دست آوردن موفقیت قابل توجه به عنوان بازیگر نمایشی در فیلادلفیا و فارست Gump در کمدی خانوادگی و screwball بازی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. That screwball is wearing his shirt inside out.
[ترجمه گوگل]آن گلوله از داخل پیراهنش را پوشیده است
[ترجمه ترگمان] اون screwball، لباسش رو پوشیده بوده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The girl was a bit crazy, a real screwball, and one of the other salesmen persuaded her to tell her boyfriend.
[ترجمه گوگل]دختر کمی دیوانه بود، یک گول پیچ واقعی، و یکی از فروشنده های دیگر او را متقاعد کرد که به دوست پسرش بگوید
[ترجمه ترگمان]دختر کمی خل بود، یک خل و چل بود و یکی از فروشندگان دیگر او را متقاعد کرده بود که به دوست پسرش بگوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. When I walked through Screwball Square again, some college kids were yelling "wheah's your redlines" at old Charlie, the last of the Wobblies.
[ترجمه گوگل]وقتی دوباره در میدان اسکروبال قدم زدم، برخی از بچه‌های کالج سر چارلی پیر، آخرین نفر از وابلی‌ها، فریاد می‌زدند: «وای خطوط قرمز توست»
[ترجمه ترگمان]وقتی دوباره در میدان screwball قدم زدم، تعدادی از بچه های دانشگاهی در خانه چارلی پیر فریاد می زدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I think you need a screwball old horse cavalryman to command the 3rd Army.
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم برای فرماندهی ارتش سوم به یک سواره نظام اسب قدیمی نیاز دارید
[ترجمه ترگمان]من فکر می کنم تو به یه اسب پیر خرفت احتیاج داری که به سومین ارتش خدمت کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A straight-laced Wall Street banker gets mixed up in one ludicrous misunderstanding after another in George Gallo's screwball comedy.
[ترجمه گوگل]یک بانکدار مستقیم وال استریت در کمدی جورج گالو یکی پس از دیگری در سوءتفاهم مضحک قاطی می شود
[ترجمه ترگمان]یک بانکدار کاملا مستقیم بعد از دیگری در یک سو تفاهم مضحک دیگری در یک سو تفاهم مضحک جورج Gallo قاطی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Still, much to your chagrin, you find yourself occasionally tickled by the screwball antics of the likable cast of characters.
[ترجمه گوگل]با این حال، با ناراحتی شما، گهگاهی خود را غلغلک می‌دهید با بازی‌های مضحکِ شخصیت‌های دوست‌داشتنی
[ترجمه ترگمان]با این وجود، خیلی به خاطر your، شما گاهی اوقات خود را با حرکت های عجیب و غریب آدم های دوست داشتنی نشان می دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In an age when movie dialogue is dumbed and slowed down to suit slow-wits in the audience, the dialogue here has the velocity and snap of screwball comedy.
[ترجمه گوگل]در عصری که دیالوگ‌های فیلم برای تطبیق با هوش آهسته مخاطب، گنگ و کند می‌شوند، دیالوگ‌ها در اینجا سرعت و سرعت کمدی اسکروبال را دارند
[ترجمه ترگمان]در عصری که گفتگوی فیلم با سرعت کم و کم شده و با سرعت کم در میان حضار هماهنگ است، گفت و گو در اینجا سرعت و سرعت کمدی screwball را دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He tagged along and we wound up on a bench at Screwball Square.
[ترجمه گوگل]او همراهی کرد و ما روی نیمکتی در میدان اسکروبال پیچیدیم
[ترجمه ترگمان]او هم دنبال ما راه افتاد و ما روی نیمکتی در میدان screwball گیر افتادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خیره سری (اسم)
arrogance, boldness, stupidity, self-confidence, obtuseness, fearlessness, screwball, headstrongness, bravery, self-assertion, self-assurance, extravagance, high-handedness, obtusity, self-will

ابله (اسم)
fool, screwball, fop, imbecile, blister, doodle, smallpox, pox, pock, dolt, variola, simpleton, half-wit

خیره سر (اسم)
screwball, whip cracker

ادم بوالهوس (اسم)
screwball

ادم عجیب غریب (اسم)
screwball

انگلیسی به انگلیسی

• strange person, eccentric person (slang)

پیشنهاد کاربران

someone who is unpredictable, odd, or unconventional in their behavior or thinking.
کسی که در رفتار یا تفکر غیرقابل پیش بینی، عجیب و غریب یا غیر متعارف است.
مثال؛
He’s a real screwball, always coming up with strange ideas.
...
[مشاهده متن کامل]

In a comedy movie, a character might be referred to as a “loveable screwball. ”
Someone might say, “I can’t believe the screwball antics he pulled at the party last night. ”

پرتاب پیچ دار، ضربه قوس دار ( کات دار )
سرخوش، گستاخ، خیره سر
کمدی اسکروبال: کمدی سرخوشانه ( زیرگونه ای از کمدی عاشقانه یا رمانتیک کمدی است. )
پرتاب قوس دار ( کات دار ) در بیسبال
غیرمنطقی

بپرس