از بین بردن لایه ای سطحی از چیزی است، معمولاً با استفاده از ابزار تیز یا سخت یا از طریق اعمال فشار. این عبارت اغلب تلاش یا حرکت مکرر برای پاک کردن یا تمیز کردن ماده ای را نشان می دهد.
به صورت استعاری، می تواند به کشف یا آشکار کردن چیزی پنهان در زیر سطح اشاره داشته باشد که اغلب نیاز به تلاش یا پشتکار دارد.
... [مشاهده متن کامل]
این عبارت اغلب در سناریوهای عملی و روزمره مانند تمیزکاری، بازسازی یا کارهای باستان شناسی استفاده می شود، اما همچنین می تواند در زمینه های استعاری، مانند از بین بردن موانع احساسی یا کشف حقایق ظاهر شود.
مترادف: Remove, clean off, scratch away, peel off, scrub off.
مثال؛
She scraped away the old paint from the wall before applying a fresh coat.
He scraped away the ice on the car windshield with a plastic scraper.
به صورت استعاری، می تواند به کشف یا آشکار کردن چیزی پنهان در زیر سطح اشاره داشته باشد که اغلب نیاز به تلاش یا پشتکار دارد.
... [مشاهده متن کامل]
این عبارت اغلب در سناریوهای عملی و روزمره مانند تمیزکاری، بازسازی یا کارهای باستان شناسی استفاده می شود، اما همچنین می تواند در زمینه های استعاری، مانند از بین بردن موانع احساسی یا کشف حقایق ظاهر شود.
مترادف: Remove, clean off, scratch away, peel off, scrub off.
مثال؛
زدودن ( با کشیدن چیزی بروی سطح مربوطه )