scrapbook

/ˈskræpˌbʊk//ˈskræpbʊk/

معنی: مرقع، مجموعه، دفتر اجناس اوراق
معانی دیگر: آلبوم عکس و بریده ی روزنامه ها و غیره، مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده، مجموعه عکس هاوقطعاتی که از کتابهای دیگر بریده باشند

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: an album for saving photographs, newspaper clippings, and the like.
مشابه: album

جمله های نمونه

1. He pasted the pictures into his scrapbook.
[ترجمه ترگمان] اون عکس ها رو توی دفتر خاطراتش چسبانده بود
[ترجمه گوگل]او تصاویر را به دفترچه خاطراتش چسبانده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She pasted the pictures into a scrapbook.
[ترجمه ترگمان] اون عکس ها رو توی یه آلبوم عکس امضا کرد
[ترجمه گوگل]او تصاویر را به یک دفترچه خاطرات اضافه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He kept a scrapbook containing press cuttings of his concerts.
[ترجمه ترگمان]او یک scrapbook حاوی برش های فشرده کنسرت های خود را نگه داشت
[ترجمه گوگل]او یک دفترچه خاطراتی حاوی قطعنامه های کنسرتی اش را نگه داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He pasted it into his socialist scrapbook.
[ترجمه ترگمان]آن را به دفتر روزنامه سوسیالیستی چسبانده بود
[ترجمه گوگل]او آن را به دفترچه خاطرات سوسیالیستی خود اضافه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. All the same, his scrapbook shows him obviously happy with his cronies.
[ترجمه ترگمان]در تمام این مدت، دفترچه خاطرات او را نشان می داد که از دوست his خوشحال است
[ترجمه گوگل]در کل، خاطرات خود را نشان می دهد او را به وضوح با دوستان خود را خوشحال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I sat in my bedroom and slipped the scrapbook out of the bottom drawer.
[ترجمه ترگمان]در اتاق خوابم نشستم و دفترچه خاطرات را از کشوی پایینی بیرون کشیدم
[ترجمه گوگل]من در اتاق خوابم نشستم و دفتر خاطراتم را از پایین کشو افتادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He started a scrapbook of snippets from John Locke and other admired mentors.
[ترجمه ترگمان]تکه هایی از snippets را از جان لاک و دیگر مربیان تحسین می کرد
[ترجمه گوگل]او یک بروشور قطعه از جان لاک و سایر مربیان تحسینش را آغاز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I put one copy of each in my scrapbook and sent one to my parents on Okinawa.
[ترجمه ترگمان]من یه کپی از هر کدوم از کتاب رو توی دفتر خاطراتم نوشتم و یکی رو برای پدر و مادرم فرستادم
[ترجمه گوگل]من یک نسخه از هر یک را در دفترچه خاطراتم قرار دادم و یکی را به پدر و مادرم در اوکیناوا فرستادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. One last ad for the summer un-vacation scrapbook.
[ترجمه ترگمان]آخرین تبلیغ برای تعطیلات تابستانی سازمان ملل متحد
[ترجمه گوگل]آخرین آگهی برای دفترچه خاطرات تعطیلات تابستانی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. ScrapBook is shareware, with a 30 - day trial period.
[ترجمه ترگمان]scrapbook با یک دوره آزمایشی ۳۰ روزه shareware است
[ترجمه گوگل]ScrapBook نرم افزاری است که دارای یک دوره آزمایشی 30 روزه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. ScrapBook can exchange notes, in both directions, with the built - in Memos or Memo Pad application.
[ترجمه ترگمان]scrapbook می توانند یادداشت ها را در هر دو جهت با برنامه built یا application Memo مبادله کنند
[ترجمه گوگل]ScrapBook می تواند یادداشت های خود را در هر دو جهت با نرم افزار ساخته شده در Memos یا Remo Pad مبادله کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We could put it in my scrapbook, if I had a scrapbook.
[ترجمه ترگمان]می تونیم این رو تو دفتر خاطرات خودم ثبت کنیم اگه من یه آلبوم عکس داشته باشم
[ترجمه گوگل]اگر من یک دفترچه یادداشت داشتم، می توانستم آن را در دفترچه خاطراتم قرار دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He glued the article into the scrapbook.
[ترجمه ترگمان]مقاله را به the چسبانده بود
[ترجمه گوگل]او مقاله را به دفترچه یادداشت گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. These snapshots have helped astronomers create a scrapbook of galaxies from infancy to adulthood.
[ترجمه ترگمان]این عکس های فوری به ستاره شناسان کمک کرده اند تا a از کهکشان ها را از کودکی تا بزرگسالی بسازند
[ترجمه گوگل]این عکس ها به ستاره شناسان کمک کرده اند که یک گلدان از پسران تا بزرگسالی ایجاد کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مرقع (اسم)
album, scrapbook

مجموعه (اسم)
complex, collection, scrapbook, almanac, set, anthology, chrestomathy, treasury, music book, reading book, set of series

دفتر اجناس اوراق (اسم)
scrapbook

تخصصی

[کامپیوتر] مجموعه فرهنگ لغتی که حاوی متن یا گرافیک رایج است. هر چیزی را می توان به سرعت انتخاب و سپس به درون فایلی که ویرایش می کنید . ببرید .

به انگلیسی

• blank book in which pictures and newspaper clippings are pasted and preserved
a scrapbook is a book with blank pages where people stick things such as pictures or newspaper articles.

پیشنهاد کاربران

آلبوم
آلبوم عکس
دفتر گزیده ها - دفتر وقایع ( به صورت مصور یا روزنامه )
دفتری با صفحات خالی که معمولا از آن برای چسباندن عکس های خاطرات خود استفاده می شود مثلا بعد از این که عکس را در یکی از صفحات دفتر چسباندند می نویسنداین عکس مربوط به فلان سال است و . . . و هر توضیحاتی که خواستند می توانند در کنار عکسشان بنویسند
کتاب عکس و خاطرات
دفتر خاطرات مصور
Scarapbook. مجموعه

دفتر خاطرات روزانه عکس دار
⁦✔️⁩آلبوم عکس و بریده ی روزنامه ها و غیره، مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده

The children cut the pictures out ( = removed them by cutting ) and stuck them in their scrapbooks
دفتر خاطرات مصور
تو اسکرپ بوک هر چیزی رو می شه به کار برد. از عکس و نقاشی گرفته تا استیکر، استیک لیبل و برچسب، کاغذرنگی، چسب واشی و هر چیزی که برای تزئین استفاده می شه و ممکنه که هر برگش تم رنگی خاص خودش رو داشته باشه.
ویدئوهاش همه جا هست و بیشترشون خیلی جالب و قشنگ ان.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما